ایران امروز در نقطهای ایستاده که دیگر نمیتوان آن را با واژههایی مانند «بحران»، «چالش» یا «اختلاف سیاسی» توصیف کرد. موضوع، بسیار عمیقتر و بنیادینتر است:
ایران امروز در نقطهای ایستاده که دیگر نمیتوان آن را با واژههایی مانند «بحران»، «چالش» یا «اختلاف سیاسی» توصیف کرد. موضوع، بسیار عمیقتر و بنیادینتر است:
چرا دانشگاههای ایران امروز تا این اندازه به نقطهٔ انفجار نزدیک شدهاند؟ پاسخ در یک حقیقت روشن نهفته است:
حاکمیت ملایان، استقلال دانشگاه را دشمن خود میداند.
۱۶ آذر، تنها یک تاریخ یادمانی نیست؛ پژواکیست از نبض زندهی دانشگاه ایران. روزی که حقیقتِ سرکوب و تحمیل، پرده از چهره برمیدارد و دانشگاه دوباره هویت خود را به یاد میآورد.
در روزهای سیاه حاکمیت ولایت، مرگ دیگر پنهان نمیشود؛ بر بلندای دار ایستاده و چون پرچمی لرزان در باد، نشانهایست از هراس حکومت. طنابهایی که هر صبح با
آرش مومنی: خوشبختانه باز هم فرصتی دست داد که دور هم جمع شویم و راجع به مسائل روز گفتگو کنیم. قبل شروع مجددا تشکر میکنم که این فرصت را دادید که دور هم جمع شویم.
دانشگاه در ایران همواره فراتر از یک نهاد آموزشی عمل کرده است؛ فضایی که در آن آگاهی، پرسشگری و نقد قدرت بهصورت طبیعی شکل میگیرد و از همین رو نقشی محوری در تحولات اجتماعی و فرهنگی کشور داشته است.
۱۶ آذر امسال نه صرفاً یادبود سه شهید دانشجو، بلکه بازخوانی دوباره نقشی است که دانشگاه در تاریخ ایران بر عهده دارد: ایستادن در برابر استبداد و ساختن آیندهای که در
خاوران، بار دیگر در جمعه ۷ آذر ۱۴۰۴ به صحنهای از پایداری خانوادههایی تبدیل شد که چهار دهه است اجازه ندادهاند جنایت تابستان ۶۷ به فراموشی سپرده شود.
فراخوان به ابتکارعمل بینالمللی برای توقف اعدامها و کشتار و جنایت علیه بشریت در ایران