ایرانیان علیه جایزه و مشوق به دنبالهٔ شاه دیکتاتور و وابسته برمیخیزند
فاشیسم سلطنتی همچون فاشیسم دینی جایزه بردار نیست!
ایرانیان علیه جایزه و مشوق به دنبالهٔ شاه دیکتاتور و وابسته برمیخیزند
فاشیسم سلطنتی همچون فاشیسم دینی جایزه بردار نیست!
مسعود رجوی-۶ مهر ۱۴۰۵
فکاهیات کودکانهٔ بچهٔ خامنهای
داعیهٔ ابر قدرت چهارم دنیا با ۳۰ میلیون جانفدا و دلار ۲۴۰ هزار تومانی
پیام کودکانه بچهٔ خامنهای در اختتامیه هفته «وحدت اسلامی» در مشهد و فراخواندن حکام کشورهای عربی و اسلامی به مقابله و جنگ با آمریکا و اسراییل با اعلام «مرحله
مسعود رجوی- ۲۵ مرداد ۱۴۰۵
راهکـار چهـارم برای بنـزین
پیشنهاد به ”کینگ مجتبی“ و ”شمس وزیر“ (پزشکیان) برای خروج از بحران
روزانه ۵ میلیون لیتر از سپاه، از بسیج، از اطلاعات و از انتظامی کم کنید
جمعاً میشود ۲۰ میلیون لیتر، دیگر کمبودی نیست و ۵ میلیون لیتر هم اضافه میآورید!
روز ۱۷ مرداد پزشکیان به صراحت گفت که او مسئول جنگ و صلح نیست و کارش این است که «تدارکات بکند»!
سالها قبل از او هم، آخوند خاتمی گفت یک «تدارکاتچی» است. هر دو نفر درست گفتهاند. در رژیم ولایت فقیه رئیسجمهور به واقع بیش از یک تدارکاتچی نیست. بقیهاش تعارفات و تشریفات است. قبل از آنها هم شاه به هویدا (نخستوزیر) گفته بود نخستوزیر نباید در سیاست دخالت کند! آیا باید انتظار داشت که شاه و شیخ صریحتر از این بگویند؟!
حالا در مورد تدارکات هم بشنوید از یک معاون پزشکیان در مورد راهکارهای بنزین که دیروز (۲۴ مرداد) هرآنچه را که باید، بدون پردهپوشی گفت تا زمینهٔ افزایش قیمت فراهم شود. حرفهای او را خلاصه میکنم:
- «۱۳۵ میلیون لیتر مصرف میانگین بنزین هر روز کشور است و حدوداً ۱۲۱ میلیون لیتر تولید... و ۱۴ - ۱۵ میلیون لیتر در روز کسری بنزین است... من دست هایم را بالا میبرم نسبت به قبل، آن چند سالی، چند دههای که باید عمل میکردند و نکردند»
- «اولاً بگویم این سه راهکاری که من امروز تقدیم میکنم راهکار نیست به نوعی الآن اجبار است. سه تا اجبار است که باید یک کدامش را انتخاب کرد... امروز به یک نقطهٔ اجبار رسیدهایم»
- «مجموع ۱۲۰ میلیون لیتر تولید داخلمان را در پمپبنزینها توزیع کنیم تا وقتی که تمام بشود و وقتی تمام شد خاموش کنیم... اولین حسناش این است که قیمتهای فعلی حفظ میشود و هیچ تغییر قیمتی داده نمیشود»
- «الگوی دوم، ۱۲۰ میلیون لیتر را به خودروهای موجود تقسیم میکنیم به هر خودرویی مثلاً ۱۳۰ لیتر مثلاً ۱۴۰ لیتر میرسد. هر کس بیشتر از این عدد میخواهد با نرخ آزاد بخرد»
-و سرانجام اینکه «۹۰ میلیون لیتر را تقسیم بر همه آحاد مردم میکنیم یعنی ماهی ۳۰ لیتر به هر فردی میرسد. آن ۳۰ لیتر را تقدیم سرپرست خانوار میکنیم یعنی یک خانوار ۴ نفره ۱۲۰ لیتر در ماه» (سقاب اصفهانی معاون پزشکیان و رئیس مدیریت انرژی).
×××××
کسانی که کتاب امیر ارسلان نامدار را که در روزگار قدیم در اغلب خانهها بود، خوانده باشند، میدانند که شاه دو وزیر داشت. یکی قمر وزیر که بدخیم و «اصولگرا» بود! دیگری شمس وزیر که مثل پزشکیان پوپولویست «اصلاحاتی» بود!
حالا برای حل بحران و اینکه آخوند از سر خاک بنزین برخیزد، من به شمس وزیر تدارکاتی، راهکار چهارم را پیشنهاد میکنم به شرط اینکه کینگ مجتبی هم قبول کند و مانع نشود. این راهکار خیلی ساده است: روزانه ۵ میلیون لیتر از سپاه و از بسیج و از اطلاعات و از انتظامی کم کنید. جمعاً میشود ۲۰ میلیون لیتر، دیگر کمبودی نیست و ۵ میلیون هم اضافه میآورید! والا بدانید که در هر حال:
آتـش قیـام خلـق و سرنگونـی نظـام در پیـش اسـت
یکشنبه شب چهارم مرداد تلویزیون رژیم بیعتنامهٔ شرکآمیزی را از جانب نیابتیهای رژیم در لبنان قرائت کرد که مو بر اندام شیعیان راست میکند و براستی غیرقابل تحمل است و فقط انزجار و نفرت برمیانگیزد.
مسعود رجوی - ۳۱ تیر ۱۴۰۵
به بچه سفاک خامنهای (مجتبی) میگویم که بهعمد در روز میلاد امام موسی کاظم، مجاهد خلق مهدی خانکی را سربهدار کردی
کینگمجتبی حاصل همهٔ تجمعات و جنازهگردانی با شعارهای انتقام، انتقام را برای تنور جنگ و حفظ هژمونی خودش میخواست.
بارها و بارها گفتهایم و تکرار میکنیم که از عقبنشینی و «زهر» خوردن اتمی رژیم همچون زهر آتشبس در جنگ ۸ ساله بهغایت استقبال میکنیم و خواهشمندیم کینگ مجتبی سفاک نیز مانند دیو جماران شاه سلطان خمینی زهر بخورد و واپس بتمرگد.
مسعود رجوی - ۲۰ فروردین ۱۴۰۵
تشت رسوایی و سنگ پا از نوع رضا چلبی!
بچهٔ شاه خطاب به «هممیهنان» میگوید که میداند خبر آتشبس، بسیاری از آنها را «دلسرد» و «نا امید» کرده است! عجبا به آن «هممیهنان» که با بمب و بمباران و زدن زیرساختهایشان دلگرم و امیدوار میشوند.
با آتشبس تشت رسواییاش از بام جنگطلبی «بشردوستانه» (!) فرو افتاده، پنجاه هزار نفر از عناصر امنیتی و اطلاعاتی رژیم که به او اعلام پیوستگی کرده بودند ظاهراً پشیمان شدهاند. از گارد جاویدانش خبری و اثری نیست. قبل از آتشبس هم دست به دامان ارتش تحتامر ولایت فقیه شد تا به «میدان» بیایند و «ایران را نجات دهند» اما کسی محل نگذاشت و طرح فرود آمدن در نخستین شهر آزاد شده بر باد رفت!
در حسرت ادامهٔ جنگ و بمباران برای هممیهنان، که خودش هرگز درگیر آن نبوده و طعم آنرا نچشیده، با سیلی صورت خود را سرخ نموده، برای اینکه از تک و تا نیفتد در یک تقلب آشکار ادعا میکند: «ما از آغاز میدانستیم که جمهوری اسلامی... از طریق حملات هوایی سقوط نمیکند»! به این میگویند سنگ پا از نوع رضا چلبی بهخصوص که در همین حال تأکید میکند: «آنچه در این ۴۰ روز رخ داد، دقیقاً در مسیر همان مطالباتی است که ملت ایران از جامعه جهانی خواست»!
حال اگر بپرسید که تکلیف آن میلیونها نفری که میگفت او را صدا زدهاند و تکلیف گارد جاویدان و آن پنجاه هزار نفر چیست؟
میگوید: «شکیبا باشید، از خودتان محافظت کنید»!
طفلکی خیلی هم دلنازک است و بغض کرده و گریان میگوید: «همهٔ هدف من این است که اقدام نهایی برای سرنگون کردن جمهوری اسلامی با کمترین هزینهٔ جانی باشد. جان تکتک شما برای من ارزشمند است»!
نهایتاً هم رهنمود میدهد: «در انتظار لحظهٔ تعیینکننده بمانید. در این فاصله، من و همهٔ هممیهنانمان در خارج از کشور با تمام توان، خواست شما را که پایان دادن به جمهوری اسلامی است، فریاد خواهیم زد»!
پس باید منتظر بود تا در این فاصله بچهٔ شاه و دنبالچههای سلطنت و ساواک خواست هممیهنان را در خارجه فریاد بزنند! راستی که ابتذال تا به کجا... ؟
دیگر بس است. دکانهای شیخ و شاه را که همان بساط استبداد و وابستگی است، باید از اساس گل گرفت و به زبالهدان تاریخ ایران انداخت. شعارهای فاشیستی «جاوید شاه»، «حزب فقط رستاخیز» یا «حزب فقط حزبالله» و «خامنهای رهبر» را باید دور ریخت. مغازههای ارتجاعی و استعماری مداحی شیخ و شاه را باید تحریم کرد.
نفـرین خلـق و تاریـخ بر شیـخ و شـاه خـونریز
تبریک برای چهل و پنجمین بهار سرخفام مقاومت تاریخی
مسعود رجوی-۲۵ اسفند ۱۴۰۴
بچه شاه میگوید جنگ را کمک آورده
و بیصبرانه در انتظار ورود به نخستین شهر آزاد شدهٔ ایران است
فراخوان به ابتکارعمل بینالمللی برای توقف اعدامها و کشتار و جنایت علیه بشریت در ایران