بیش از دو ماه از دستگیریمان میگذشت، که ساعت ۴عصر برای ملاقات صدایم کردند.
از درِ زندان بیرون آمدم و به طرف کابین ملاقات حرکت کردم.
از فاصله دور، دو بچه کوچک را دیدم که پشت زنجیرها ایستادهاند.
بیش از دو ماه از دستگیریمان میگذشت، که ساعت ۴عصر برای ملاقات صدایم کردند.
از درِ زندان بیرون آمدم و به طرف کابین ملاقات حرکت کردم.
از فاصله دور، دو بچه کوچک را دیدم که پشت زنجیرها ایستادهاند.
دو روز از بازپرسی نگذشته بود که از دیدن صحنهیی غرق تعجب شدم. طبق معمول موقع نهار و شام از زیرِ در، زندانیان را که برای گرفتن غذا میآمدند چک میکردیم
آنروز وقتی که بیرون را چک کردم، ناگهان در بین زندانیها همان پاسداری را دیدم که مرا برای بازپرسی برده بود.
فراخوان به ابتکارعمل بینالمللی برای توقف اعدامها و کشتار و جنایت علیه بشریت در ایران