مسعود علایی خستو، نوه دختری آیتالله طالقانی، در سال۱۳۴۳ در تهران بهدنیا آمد از همان دوران کودکی با مفهوم مبارزه و دردهای ناشی از آن آشنا گردید.
مسعود علایی خستو، نوه دختری آیتالله طالقانی، در سال۱۳۴۳ در تهران بهدنیا آمد از همان دوران کودکی با مفهوم مبارزه و دردهای ناشی از آن آشنا گردید.
ماجرای رأی اعتماد مجلس ارتجاع به کابینهٔ جلاد هیأت مرگ پدیدهیی قابل پیشبینی بود. اگر چه که در گلهٔ کفتارهای حاکم، بساط پاچهگیری و خرخره جویدن برای کسب قدرت یک روال همیشگی است؛
آن زمان که بنهادم سر به پای آزادی
دست خود زجان شستیم از برای آزادی
تا مگر بهدست آریم دامن وصالش را
می دویم به پای سر در قفای آزادی
اول میخواهم ادای احترام کنم به خانوادههای شهدا و اعضای مجاهدین و به همه ایرانیان که وفادارند به اصول غیرقابل مذاکره برای آزادی.
در سال۶۷ رئیسی جزء هیأت مرگ بود.
در گزارش قبلی شاهد قتلعام بیماران و معلولین بودیم. بخش فاجعهآمیز دیگری از قتلعام۶۷ کشتار دانشآموزان است. نونهالانی که به جرم فروش نشریه و شرکت در تظاهرات دستگیر شده و برای پایداری بر نام مجاهد سربهدار شدند. عمده این افراد در زمان دستگیری ۱۴، ۱۵، ۱۶ساله بودند.
پاسخ هیأت مرگ به درخواست منتظری برای توقف اعدامها در محرم:
راجع به ماه محرم اگه اجازه بدید، ما یه تعداد از اتاقهاشون آوردیم برای همین برخورد، اگر الآن نظر ندیم و برگردونیم توی بند عمومی، اینا باز ابعادی داره اگر اجازه بدین حاج آقا حدود ۲۰۰نفر هستند.
«زوال» و «تجلی» از کشاکشهای فلسفیِ انسان اجتماعی در پهناوری نبرد بین میرایی و بالندگی، بازدارندگی و رهایی و دروغ و حقیقت بوده و هستند.
خامنهای در یک فرایند مهندسیشده از سوی شورای نگهبان ارتجاع، جلاد بدنام ۶۷ را به ریاستجمهوری منصوب کرد و نام آن را انتخابات گذاشت. این بهاصطلاح انتخابات از سوی مردم ایران مورد بایکوت و تحریم قرار گرفت.
قتلعام زندانیان سیاسی در سال۶۷ تراژدی فراموشناشدنی میهن ما در روزگار استیلای فقیهان ریایی است. این قتلعام بزرگترین نسلکشی و جنایت علیه بشریت بعد از جنگ جهانی دوم نیز نام گرفته است.
«در روزهای ۱۰ تا ۱۷مرداد، رئیسی در گوهردشت و اوین دستهدسته بچهها را
به جرم دفاع از آرمان و هویتشان اعدام و روانهٔ گورهای جمعی میکرد.
مرداد سال۶۷ بدون شک در سینه تاریخ ایران حک شده و هرگز فراموش نخواهد شد. این ماه از یکسو یادآور برگ زرّینی از فداکاری و وفاداری به آرمان آزادی و پایبندی به اصول و از سوی دیگر افشاگر اوج شقاوت و بیرحمی خمینی و دار و دسته جنایتکار حاکمش بوده و خواهد بود.
«خوشا نسل وفا و مقاومت و ایمان که در سالیان پرفراز و نشیب، حتی اگر کوهها جنبیدند اما آنها از جایشان تکان نخوردند. پابرجا و استوار بودند. زلف آشفته و خوی کرده و خندانلب و مست، پیرهنچاک و غزلخوان و صراحی در دست، سرسخت و استوار بر چوبههای دار و تیرکهای اعدام و تختهای شکنجه، چشم در چشم هیولا و دیو آدمخوار خمینی پلید، ایستادند و به او «نه» گفتند.
پس جا دارد که با قطعیت و یقین بگوئیم از آن ما و ملت ماست پیروزی، از آن ماست فردا، با همه شادی و بهروزی و هر لاله که از خون شهیدان میدمد، امروز نوید روز آزادیست».
مسعود رجوی، شیوا و زیبا و البته با درایت همیشگی خویش، داستان نسلی را به تصویر می کشد که ایستادگی را بر ذلت، و شرافت فدا را بر دنائت تسلیم، برگزیده اند.
همان ها که با نام او آغاز کرده اند و بر آنند که به رسم او، ایران را مهد تمدن و آزادی نمایند.
او از جانهای شیفته آزادی می گوید. از همان ها که ۳۰هزارشان در سال ۱۳۶۷ با فرمان خمینی ضدبشر، و هیات مرگ که رئیسی جلاد، عضوی از آن بود، اعدام شدند.
از آن بیشمارانی که سرنوشت شان با یک «آری» یا «خیر»، خلاصه و نوشته شد.
آری به حیات جاودان و ایستادگی بر آرمان، یا خیر؟
آری به مجاهدت و صفا و رزم و فدا، یا خیر؟
و سرانجام، آری به رجوی و مرام و راه او، یا خیر؟
هر آنکس که آن روز آری گفت، به راه خدا و راه فدا و جاودانگی، آری گفت!
هر آنکس که آن روز آری گفت، به نبرد علیه دیکتاتوری و بنیادگرایی تا به آخر، آری گفت!
و امروز،
بازتاب زیبای آن ایستادگی ها در خیابان های تهران و تبریز و خوزستان و جای جای ایران، طنین دارد.
در قیامی که سر باز ایستادن ندارد و سرنگونی یک دیکتاتوری قرون وسطایی را نشانه رفته است.
مجلس حزباللهی تحتامر خامنهای روز ۵مرداد خبر از بررسی طرح محدود کردن فضای مجازی و شبکههای اینترنتی را داد.
موضوع چیست؟
بعد از چند دهه از روی کار آمدن رژیم جمهوری اسلامی در این فضایی که در منطقه هست رژیم رئیسی را رئیسجمهور کرد.
یکی از دلایل بالاکشیدن ابراهیم رئیسی در نظام آدمخواران و چه بسا مهمترین دلیل، عضو هیأت مرگ بودن او و رقم زدن جنایت قتلعام ۶۷ است.
بعد از ۳۲سال دوباره عاشورا تو شهریوره. اون سال اول شهریور بود.
مگه اعدام تو محرم حروم نیست؟
طبق شرع آخوندی اعدام دختران هم ممنوعه اما ...!.
اولین سطر دفتر جنبش دادخواهی توسط مسعود رجوی در کوران قتلعام نوشته شد.
پیام فوری مسعود رجوی به دبیرکل سازمان ملل ـ سوم شهریور ۶۷:
گفتی همونها که اونروز کشتن امروز تو قدرتن. چرا اینطوریه؟
چون قتلعام خشت اول ساختمون ولایت خامنهایه. روی اون سوار شده. اگه قتلعام نبود دیگه ولایتی نبود.
با اوجگیری جنبش دادخواهی خیلی از پردهها کنار رفت. دیدیم تو بعضی از شهرها دیوانهوار کشتن. تو ارومیه یه تعدادرو بردن تو یه منطقهیی سلاخی کردن.
گفتی از یک خونه چند نفر اعدام کردن؟
وقتی ماشین نسلکشی راه افتاد به صغیر و کبیر رحم نکردن. از بعضی از خانوادهها چندین نفر با هم کشتن.
فراخوان به ابتکارعمل بینالمللی برای توقف اعدامها و کشتار و جنایت علیه بشریت در ایران