در نخستین هفته خرداد ۱۴۰۴، جادههای ایران شاهد سکوتی پرصداتر از همیشه بودند. کامیونها خاموش شدند، اما صدای اعتراض رانندگان باری، به یکی از رساترین فریادهای معیشتی-سیاسی در سالهای اخیر تبدیل شد.
در نخستین هفته خرداد ۱۴۰۴، جادههای ایران شاهد سکوتی پرصداتر از همیشه بودند. کامیونها خاموش شدند، اما صدای اعتراض رانندگان باری، به یکی از رساترین فریادهای معیشتی-سیاسی در سالهای اخیر تبدیل شد.
دیگر زمان آن گذشته که بتوان با شعار و هیاهو بر واقعیت سرپوش گذاشت. سالهاست میان واقعیت و روایت رسمی حاکمیت شکاف عمیقی پدید آمده، شکافی که اکنون صدای تحلیلگران خودِ حکومت هم از آن بلند شده است.
رژیم ولایتفقیه، بار دیگر در برزخی خودساخته گرفتار شده؛ این بار نام آن "مذاکرات هستهای"ست. گفتوگوهایی که در ظاهر، تلاشی برای گشودن گرههای کور اقتصادی و
در کشوری که فقر و بیعدالتی ساختاری، به واقعیت تلخ زندگی میلیونها نفر تبدیل شده، بازنشستگان دیگر سکوت نکردهاند. آنها که روزگاری ستونهای خدمترسانی در ایران
نماز جمعه ۱۵ فروردین ۱۴۰۴ بار دیگر به صحنهای تبدیل شد برای بازتاب آشفتگی، سردرگمی و وحشت از آیندهای مبهم در میان نیروهای حکومتی.
با آغاز سال ۱۴۰۴، ایران با انبوهی از بحرانهای اقتصادی و اجتماعی روبهروست که از سالهای قبل به ارث رسیدهاند. گرانی، تورم افسارگسیخته، بیکاری گسترده و سقوط
مقدمه
روز یکشنبه ۱۶ دی ۱۴۰۳، خیابانهای چندین شهر ایران صحنه اعتراضات بازنشستگان و کارگران بود. این تجمعات، پژواک نارضایتیهای انباشتهشدهای است که با وخامت معیشت و سیاستهای ضدکارگری، به خیابان راه یافته است.
از فرهنگ معین:
عقل: بند بر پای بستن. شعور ذاتی. جوهر اساس و پایه جهان.
مرتبت کمال نفس. روح مجرد انسان. نیرویی که انسان را از
تظاهرات بازاریان تهران در ۹ دی ۱۴۰۳ بار دیگر نشان داد که جامعه ایران در حال عبور از مرحله آمادگی انفجاری به سمت کنشگری رادیکال و فراگیر است.
افزایش قیمت بنزین در نظام فاسد و مبتنی بر رانت آخوندی، بهعنوان یکی از تصمیمات حساس و بحثبرانگیز اقتصادی، ابعاد مختلفی از ناکارآمدی مدیریت اقتصادی و سیاسی این نظام را آشکار میکند.
در سالهای اخیر، فقر در ایران به یک معضل اجتماعی و اقتصادی جدی تبدیل شده است که تبعات آن به تمامی جوانب زندگی مردم سرایت کرده است.
جادهیی را تصور کنید که هر بار از کنار آن رد میشوید، رد پیوستهی خون میبینید، همراه با راهزنان تخریب، وحشیگری، غارت و چپاول. این جادهی سیاست حاکم بر ایران آخوندزده است.
در یک جامعه معمولاً تحولات سیاسی و اخبار آنها بیشتر رو هستند و بهچشم میآیند. این وضعیت در کشورهای زیر سلطهی دیکتاتوری، حادتر است؛ طوری که بسیاری مشکلات یا بحرانهای اجتماعی و فرهنگی در سایهی تحولات سیاسی و تبلیغات دولتها
خامنهای روز ۵ اردیبهشت ۱۴۰۳ در آستانهی «روز جهانی کارگر» چنان از برج عاج از مسائل کارگری در ایران سخن گفت که انگار کارگران ایران در ناز و نعمت زندگی میکنند و فقط «جهش تولید» باقی مانده است: «رکن جهش تولید، کارگر است».
خلیفهٔ فرتوت ارتجاع در دههٔ نهم عمر ننگینش هم از تعدی به رأی و آرای مردم دستبردار نیست. بالای دست همه دیکتاتورها رکورد زده و در همین ماه جاری حداقل چهار بار برای بازارگرمی و رونق دادن به انتخابات به صحنه آمده است.
نشانیِ غلط دادن در علت بحرانهای سیاسی و اقتصادی و اجتماعیِ حاکمیت، رویکرد مشترک تمامی کارگزاران رژیم ملایان است.
سه دولت منصوب خامنهای برای اجرای فرامین ملوکانه «آقا» علاوه بر غارت منابع نفتی و چاپ اسکناس، به صندوق توسعه ملی دستبرد زده، آن را همچون قلکی شکسته و دلارهای سبز استکبار جهانی را به جیب زده و میزنند!
اگر رسانههای حکومتی در ایران را آینههای چیدهشده بر گرد نظام آخوندی در نظر بگیریم، حتی نگاهی کلی به این آینهها، نشانیِ خانهٔ عنکبوتی را بازتاب میدهد
«آن که آزادی شما را گرفت، نان را هم خواهد گرفت».
(مصطفی رحیمی، تراژدی قدرت در شاهنامه، ص ۱۶۷)
«استانهای ایران، گورستان طرحهای عمرانی زمینمانده شدهاند».
در وضعیت فوق بحرانی رژیم که نمایندگان مجلس رژیم از رئیسی میخواهند که «روی مین» استعفا برود؛ در اوضاع خراب اقتصادی با «بیارزشترین پول دنیا» و در شرایط انقلابی که حتی خودیها هم از «آتش زیر خاکستر» هشدار میدهند...
فراخوان به ابتکارعمل بینالمللی برای توقف اعدامها و کشتار و جنایت علیه بشریت در ایران