20تیر 1396: اعتراف روحانی به جنگافروزی در منطقه
روحانی در جشنواره عمران سلامت. تلویزیون رژیم: تمام سلاحی که عراق نیاز داشت برای مبارزه با داعش کی تأمین کرد؟ پولش رو کی تأمین کرد؟ در شرایط تحریم، نیازهایی که مردم سوریه داشتند پولش رو کی تأمین کرد؟ در شرایط تحریم، ما.
کابوس وحشت از عملیات فروغ جاویدانی که ۳۰سال پیش انجام شد
از روز اول مرداد تا 6مرداد رسانههای حکومتی بیش از 500خبر و گزارش و... درباره سالگرد عملیات کبیر فروغ جاویدان منتشر کردند. اختصاص چنین حجمی از ضدتبلیغات برای حمله به یک تشکل سیاسی ممنوعه، عادی نیست. بخش عظیمی از این ضدتبلیغات آخوندی متوجه نقش بینظیر زنان مجاهدخلق در آن عملیات بزرگ میهنی بود.
مهمترین رویدادهای سال 96 ـ کابوس سرنگونی
فراخوان به تجمع اعتراضی غارتشدگان
8مرداد 96 فراخوان به تجمع اعتراضی بزرگ غارتشدگان کاسپین.
این سرآغازی برای یکپارچه شدن تظاهرات پراکنده بود.
مهمترین رویدادهای سال 96 ـ فراخوان به تجمع بزرگ اعتراضی
سود پول مردم در جیب دولت!
26مرداد 96: وزارت بهداشت 400میلیارد سپرده در بانکها دارد که سودش را میگیرد!
مهمترین رویدادهای سال 96 ـ سود پول مردم در جیب دولت
پرونده قتلعام زندانیان سیاسی در سال 67 به مجمع عمومی سازمان ملل
23مرداد دبیرکل مللمتحد در گزارشش به مجمع عمومی مللمتحد درباره قتلعام 67 مفصلا اشاره کرد.
این راهگشایی بزرگی برای گشودن پرونده جنایت آخوندها در محاکم جهانی است.
مهمترین رویدادهای سال 96 ـ پرونده قتل عام مجاهدین در سازمان ملل
اعتراف به ۱۵میلیون بیکار در کشور
روزنامه حکومتی رسالت روز هفتم شهریور از قول ابراهیم رزاقی نوشت 15میلیون بیکار در کشور داریم.
مهمترین رویدادهای سال 96 ـ غول بیکاری
رویدادهای مهم پائیز
ملت گدایی میکند آقا خدایی میکند
چهارم مهرماه دادستان کافرکیش مشهد اختیارات دادستان را فقط یک بند انگشت کمتر از اختیارات خدا اعلام کرد!
با این حساب معلوم میشود که اختیارات دادستان کل با خدا برابر است، اختیارات رئیس قوه قضاییه یک بند انگشت بیش از خدا و ولایت فقیه چند وجب بیش از خدا اختیار و... دارد!
مهمترین رویدادهای سال 96 ـ ادعای دادستان مشهد
آپارتاید آخوندی!
مهر96: سرانه آموزشی هر طلبه بیشتر از سرانه آموزشی 1985دانش آموز است!
خبرگزاری صدا وسیما: زاهدی رئیس کمیسیون آموزش، تحقیقات و فناوری مجلس از افزایش بودجه حوزه آموزش و پرورش به 37هزار میلیارد تومان در سال 96 خبر داد.
یعنی؛
13میلیون دانشآموز = 37هزار میلیارد تومان
20هزار طلبه = 1130میلیارد تومان
نتیجه: 2000دانش آموز = یک طلبه
مهمترین رویدادهای سال 96 ـ آپارتاید وحشیانه آخوندی
لیستگذاری سپاه پاسداران
22مهر 96 سپاه پاسداران از طرف وزارت خزانهداری آمریکا لیستگذاری تروریستی شد.
انتشار آمار ایرانیان در تلگرام
مهر 96: انتشار آمار ایرانیانی که در تلگرام حضور دارند، جهان را شگفتزده و آخوندها را وحشتزده کرد
حضور میلیونی مردم ایران در تلگرام نشانه پشت کردن اکثریت قاطع مردم به حکومت و رسانههای حکومتی است.
مهمترین رویدادهای سال 96 ـ 40میلیون حساب کاربری در تلگرام
نحوه توزیع ثروت
به نوشته روزنامه حکومتی اقتصاد پویا ـ اول آبان 96 ـ 80 درصد وامها در ایران، فقط به 2درصد مردم داده میشود. این 2درصد همان آخوندها و پاسدران و ژنهای خوبشان هستند.
در الیگارشی اراذل ـ به اعتراف مهرهها و رسانههای حکومتی ـ مملکت دست ۴درصد جمعیت ایران است. پول و ثروت مملکت دست ۲درصد از مردم، نفت دست چند ده خانواده و سلاح دست اراذل حزباللهی است.
همین رسانه حکومتی پیشتر نوشته بود:
عضو ستاد مبارزه با مفاسد اقتصادی با اعلام اینکه 60 تا 80درصد وامهای کلان کشور در اختیار 400نفر از افراد حقیقی یا حقوقی است، گفت: میزان معوقات بانکی به حدود 80 تا 100هزار میلیارد تومان میرسد.
مهمترین رویدادهای سال 96 ـ توزیع وام به اقوام...
زلزله در کرمانشاه
21آبان زلزله کرمانشاه را لرزاند و بخش وسیعی از این استان را ویران کرد. تنها کمکهای مردمی بود که از بار غم و مصیبت مردم کاست. مردم روحانی را هو کردند. خامنهای ازوحشت، مخفیانه و با زمینهسازی و همراه یک فوج از عواملش به یک منطقه دورافتاده رفت، فیلمی گرفت و سریعاً برگشت!
مهمترین رویدادهای سال 96 ـ زلزله در کرمانشاه
فراخوان مریم رجوی برای کمک به هممیهنان زلزلهزده
مریم رجوی بلافاصله مردم بهویژه جوانان ایران را برای کمک به هموطنان زلزلهزده فراخواند.
وی گفت: در این لحظات سخت که همه مردم ایران، بهخاطر زیرآوارماندگان زلزله یکشنبه شب نگران و مضطرباند، سوابق تبهکارانه رژیم آخوندی در اهمال و بیمسئولیتی نسبت به نجات جان و زندگی مردم در اینگونه حوادث، بر ابعاد نگرانی عمومی میافزاید.
از این رو ضروری است که هموطنان ما در غرب ایران بهویژه جوانان دلیر برای نجات مردمی که زیر آوار ماندهاند، برخیزند و بهمصیبتزدگان این حادثه کمک کنند. (استمداد فوری مریم رجوی)
مهمترین رویدادهای سال 96 ـ استمداد فوری مریم رجوی برای کمک به زلزلهزدگان
مقایسه میزان خسارت زلزله با اختلاس و فساد سران نظام
با اینکه زلزله کرمانشاه بسیار گسترده، ویرانگر و پرخسارت بود اما باز هم میزان خسارت زلزله کرمانشاه به اندازه اختلاس 3هزار میلیاردی آخوندها نشد!
این بخشی از اعتراف و نوشتههای رسانههای حکومتی است.
نتیجه: زلزلهیی به اسم نظام ولایت فقیه، بسا ویرانگرتر از قویترین زلزلهها است.
مهمترین رویدادهای سال 96 ـ مقایسه خسارت زلزلة کرمانشاه با اختلاس آخوندی
ارسال کمک به سوریه و دریغ از زلزلهزدگان
درحالیکه مردم استان کرمانشاه در سرمای زمستان، بیسرپناه ماندهاند، خامنهای برای تروریستهای عراقی در شهر بوکمال کمک میفرستد!
روز اول آذر در اوج مصیبت و در حالی که زلزلهزدگان زیر باد و باران و سرمای زمستان بهسر میبردند و هیچ خبری از امداد و غذا و دارو و... از جانب هلال احمر و سایر ارگانهای حکومتی نبود، خبرگزاری صدا و سیمای رژیم نوشت: ساعتی پیش نخستین محموله کمکهای انساندوستانه جمهوری اسلامی شامل مواد غذایی و دارو باکمک نیروهای جمعیت هلال احمر وارد شهر بوکمال شد...
مریم رجوی: جنبش اعتراضی از حرکت نایستاده است، موجی از پس موج دیگر، ادامه دارد. بهپاخاستگان، بدینسان نوروز آزادی را خلق میکنند.
زمستان امسال، فصل قیام و خیزش، بهگونهیی جای خود را بهبهار میدهد که سال آینده، سال جنبش و قیام و سال پیشروی بهسوی پیروزی و آزادی باشد.
در حقیقت، با وجود آن همه دستگیری و بهخصوص کشتار جوانان مظلوم ما در زیر شکنجهها توسط دژخیمان خامنهای، جنبش اعتراضی از حرکت نایستاده است: از اعتصاب عمومی در بانه تا اعتراضهای دامنهدار کارگران فولاد و نیشکر هفتتپه خوزستان و خیزش کشاورزان شرق اصفهان، موجی از پس موج دیگر، ادامه دارد. بهپاخاستگان، بدینسان نوروز آزادی را خلق میکنند.
طلوع این نوروز خجسته اما با غروب کهنگی و ارتجاع حاکم همراه است. استبداد مذهبی در تنگنای چالشهای چندگانه است: جنبش اعتراضی نیرومند، جنگ جانشینی، تهکشیدن منابع مالی، گیرافتادن در جنگ سوریه، تنش بینالمللی بر سر برنامه موشکی و برجام، انفعال و ریزش در درون سپاه پاسداران و....
اما برای این رژیم هولناکتر از هر پیشامدی، بروز چهار معضل اساسی است: شعار مرگ بر خامنهای همهگیر شده است، برپایی قیامها در زیر سلطه سرکوب امکانپذیر شده است و برخلاف سالهای گذشته، در نبود فرجههایی مانند جنگ با عراق یا داعش و امدادهای مماشاتگران، چشمانداز برونرفتی از این مخمصمه وجود ندارد.
نوروز حقیقی ایران در راه است
بنبست ناگشودنی ولایت فقیه ـ که حاصل ایستادگی دامنهدار مردم ایران و مقاومت فرزندان مجاهد و قیامآفرین آنهاست ـ البته پراهمیت است. اما فراتر از این، برای مردم ایران آنچه امیدبخش و وجدانگیز است، راه نو و افق تازهیی است که در قیامهای سرکش دی ماه پدیدار شده که با کانونهای شورشی و هزار اشرف و ارتش آزادی بهمعادله سرنگونی پاسخ میدهد.
زمان خانهتکانی بزرگ میهن فرا رسیده است؛ نوروز حقیقی ایران در راه است.
یک وقت
آب برای دریا بردن
ابر برای شعر «باران»(1)
ماه برای «ماهی صمد»
«خندهی می» برای «نوروز»(2)
«نغمهی نـی» برای پری چشمه
یک کوچه برای دو سلام
صد سال عشق برای فروردین...
یک وقت
«تک درخت» برای «یه شب مهتاب»
زندانی عاشق برای «ترانه شقایق»(3)
کودک خیابانی برای شاهراههای جهان
«صد سال» ترانه برای «تنهایی»...(4)
یک فروردین برای بنفشه...
یک وقت
دانهی برف
اشک سفیدی
باریده بر زیباییهای بکر تو
غرور رنگینکمانی من...
یک وقت
فردا
پسری از «دار»ها راه افتاده
دختری
لشکری از «خاوران» آورده
مادری با «هفت دریا شبنم»(5) در دستهایش...
یک وقت
هنگامهییست
تا واژهها بهخط شوند
حسهای جهان به هم آمیزند
جغرافیایی
کفاف هزار فروردین و
یک بهار را هزار جغرافیاست...
س. ع. نسیم
نیمهشب یکشنبه7فروردین۱۳۶۷ پانزدهتیپ رزمی ارتش آزادیبخش ملی ایران، درغرب شوش در استان خوزستان با قوای جنگافروز و سرکوبگر رژیم خمینی مستقر دراین منطقه، چنگدرچنگ شدند.
در این نبرد، 2تیپ رزمی شیرزنان ارتش آزادی، برای اولینبار بهطور مستقل وارد نبرد با مزدوران خمینی شدند.
دلاوری این زنان مجاهد خلق، مورد توجه فراوان رسانههای بینالمللی قرار گرفت. در نبرد آفتاب، که در 3محور و درمنطقهیی بهوسعت 600کیلومترمربع جریان داشت، 10گردان از نیروهای سرکوبگر و نورچشمی خمینی از دور خارج شدند. خبرگزاری فرانسه 10فروردین گزارش داد:
«طی بزرگترین تهاجم ارتش آزادیبخش ملی ایران، 10گردان از نیروهای رژیم ایران ازهم پاشیده شدند».
در نبرد آفتاب همچنین، 508نفر از قوای رژیم بهاسارت درآمدند که در میان آنها دهها افسر و درجهدار ازجمله فرمانده گردان110 لشکر77، فرمانده نیروی کمکی ژاندارمری و جانشین فرمانده گردان110 دیده میشدند.
در گیرودار نبرد آفتاب، دهها تانک و خودروی زرهی، جنگافزار سنگین و تجهیزات و مهمات قوای سرکوبگر و جنگافروز خمینی، بهارزش 100میلیون دلار، منهدم شد و 4فروند تانک با کلیه تسلیحات و تجهیزات، یک نفربر زرهی و دهها قبضه توپ، توپهای ضدهوایی، خودرو و انبوهی سلاحهای سنگین و سبک، همچنین زاغهها و انبارهای مهمات و تجهیزات و… بهغنیمت گرفته شد که بسیاری از آنها درجریان نبرد، منهدم گردید.
بسیاری از کارشناسان نظامی، پساز پیروزی شگرف رزمآوران ارتش آزادی در عملیات آفتاب، فروریزی ماشین نظامی رژیم خمینی را پیـــشبیــنی کـــردند. چیزی که در کمـــتر از 4مــاه بعد از این عملیات، بـــا نوشـــیدن جام زهرآتــشبــس توســط خمـینی، محقق شد. نبردهای دلاورانه رزمندگان ارتش آزادیبخش با نیروهای دشمن، برای اولینبار، در طول روز بعد ادامه یافت. رژیم خمینی که فکر میکرد با بسیج نیروهای کمکی از محورهای مختلف میتواند، پاسخی بهارتش آزادیبخش بدهد، در تمام طول شب و صبح روز بعد، یکانهای کمکی خود را بهمنطقه نبرد اعزام میکرد اما این نیروها بهسرعت منهزم شده و باقیمانده آنها نیز مجبور بهعقبنشینی میشدند.
در نبرد حماسی آفتاب که تمامی لحظاتش سرشار از رشادت، جنگاوری و فداکاری رزمندگان ارتش آزادیبخش ملی بود، 32تن از رشیدترین فرزندان خلق سرفرازانه بهشهادت رسیدند و خون پاکشان را فدیه صلح و آزادی و رهایی مردم ایران از ظلمات رژیم خمینی کردند. این شهیدان قهرمان عبارتند از:
1ـ عباس محسنزاده کاشانی از مشهد
2ـ بهنام طاهریان از کرمانشاه
3ـ سید عبدالحمید حسینی از لارستان
4ـ جلیل درگاهی از قزوین
5ـ بهزاد صالحیپور باورصاد از مسجدسلیمان
6ـ احمد شربتی از گلپایگان
7ـ اکبر صادقی آهنگری از تهران
8ـ داریوش جعفری از تهران
9ـ حسین تیموری از ارومیه
10ـ شریفعلی دوستیزاده از صومعهسرا
11ـ علی اصغرزاده رودسری از رودسر
12ـ اسماعیل آزیش از بندرترکمن
13ـ علی حسینی از سقز
14ـ فریبرز سالک گیلانی از دزفول
15ـ محمدعلی زنگیآبادی از جیرفت
16ـ علی ظهوری از رشت
17ـ محسن آماری از تهران
18ـ محمدجواد درویش از تهران
19ـ غلامعباس محمدپناه از نفتشهر
20ـ محمدمهدی امانپورقرایی از مشهد
21ـ علی شکوهزاده از تهران
22ـ علی مریخی آهنگرکلایی از قائمشهر
23ـ محمدحسن ابراهیمی از بیرجند
24ـ علیرضا احمدزاده از چابکسر
25ـ نادر شاهیآذر از تهران
26ـ مرتضی طاهراردبیلی ثانی از مشهد
27ـ نصیر قائمی اقبال از گرگان
28ـ محمودرضا بحرینیان از بهبهان
29ـ ناصر حیدری از آمل
30ـ مصطفی رحیمینژاد تفرشی از تهران
31ـ هادی آقابزرگی از آستانهاشرفیه
32ـ مهرداد رضایی تهرانی از تهران
پیکرهای پاک این شهیدان پرافتخار توسط همرزمانشان بهپشتجبهه انتقال یافت و روز چهارشنبه10فروردین طی مراسم باشکوهی، بااحترامات نظامی توسط رزمندگان و فرماندهان ارتش آزادیبخش ملی، در خاکپای سرور آزادگان و امام و مقتدای تاریخی مجاهدان، سیدالشهدا حسینبنعلی (ع)، تشییع و بهخاک سپرده شد.
یاد این قهرمانان سرفراز، گرامی و راهشان پررهرو باد.
سال 96 سال رویش و جوشش مردمی بود که اراده کردند ضحاک ماربهدوش حاکم و اژدهای هفتسر ولایت را بهزیر بکشند. سالی که با اعتلای جنبش دادخواهی، خامنهای نتوانست جلاد قتلعام و کاندیدای مورد حمایتش را از صندوق بیرون بیاورد و شیاد هم در این ماجرا روسیاه شد و طرفی نبست. سالی که در گردهمایی بزرگ ایرانیان در ویلپنت پاریس شاهد خروش صدهزار ایرانی و حمایتهای گسترده جهانی از مقاومت سازمانیافته ایران بودیم. مقاومتی که در 37سال گذشته ذرهیی از شعار سرنگونی تمامیت نظام ولایت فقیه کوتاه نیامد و سرانجام جهان را با این واقعیت آشنا کرد که دوران مماشات با نظام ضدتاریخی ولایت فقیه بهسر آمده و بهیمن افشای گسترده جنایتهای سپاه پاسداران در ایران، در منطقه و جهان، سپاه ولایت در لیست تروریستی و تحریمها قرار گرفت. سال انزوای جهانی رژیم، رسوایی و شکست برجام و اعتلای مردم و مقاومت سازمانیافته. سالی که بعد از قیام هفتم دی در مشهد به آن شناخته میشود. سال قیام مردم و گسترش کانونهای شورشی و سال آغاز پایان نظام پلید آخوندی.
نیمنگاهی به رویدادهای مهم سالی که گذشت
رویدادهای مهم بهار
مهمترین واقعه بهار 96 در داخل کشور برگزاری نمایش انتخابات ریاستجمهوری رژیم و شکست خامنهای در آوردن ابراهیم رئيسی، جلاد معروف قتلعام 67 زندانیان سیاسی ایران بود.
شکست دیگر خامنهای و کل نظام زمانی بود که روحانی در تنگنای انتخاباتی مجبور به اعتراف مهم تاریخی شد و برای اینکه جنایتهای خودش را بپوشاند و همه را به پای باند رقیب اندازد گفت: «آنهایی که در طول ۳۸سال فقط اعدام و زندان بلد بودند مردم شما را نمیخواهند».
مهمترین رویدادهای سال 96 ـ جنبش دادخواهی و شکست خامنهای
مککین در تیرانا
26فروردین: ملاقات مککین با خانم مریم رجوی در تیرانا جیغ و ناله آخوندها را بلند کرد.
(ملاقات سناتور مککین و مریم رجوی)
مهمترین رویدادهای سال 96 ـ ملاقات سناتور مککین با خانم رجوی در تیرانا
سیل در ۴استان کشور
فروردین 96 سیل در ۴استان کشور.
مردم هیچ پناه و حفاظ سیستماتیکی ندارند. همه چشمها به کمکهای مردمی است. هیچ کمکی نمیرسد.
بیشترین خسارت به آذربایجان وارد شد.
مهمترین رویدادهای سال 96 ـ سیل در آذربایجان و بیاعتنایی دولت
معدن یورت
14اردیبهشت فروریختن معدن زغالسنگ یورت مازندران با 43کشته.
معدنی که متعلق به بسیج پاسداران است. سپاه پاسداران و بسیج ضدمردمی مستقیماًً دستاندرکار استثمار کارگران هستند. بدون تأمین کوچکترین الزامات ایمنی کارگران.
مهمترین رویدادهای سال 96 ـ فروریختن معدن زغال سنگ یورت مازندران
افشای اسناد آخوند کاشانی
27خرداد افشای اسناد سری وزارتخارجه آمریکا، همدستی کاشانی با کودتای 28مرداد و گرفتن پول از سیا. مارک گازیوروسکی در دهه ۱۹۸۰ میلادی با اکثر مأموران بازنشسته سیا که در کودتا شرکت داشتند صحبت کرده است. او بهنقل از دو نفر از آنها میگوید وقتی تلاش اولیه برای سرنگونی مصدق ناکام ماند، آن دو مأمور ۱۰هزار دلار از طریق رابط ایرانی خود (احمد آرامش) برای کاشانی فرستادند تا دستههای بازار تهران را علیه مصدق بسیج کند.
مهمترین رویدادهای سال 96 ـ افشای اسناد همدستی آخوند کاشانی با سیا
رویدادهای مهم تابستان
گردهمایی عظیم مقاومت ایران در پاریس
10تیر 96 برگزاری بزرگترین گردهمایی ایرانیان در ویلپنت پاریس
مهمترین واقعهایرانی در خارج کشور، برگزاری گردهمایی سالانه مقاومت ایران در ویلپنت پاریس بود.
در آن گردهمایی، جنبش دادخواهی و ضرورت در برابر عدالت قرار گرفتن عاملان و آمران جنایت اعدام زندانیان سیاسی در سال 67 بهعنوان مسالهیی کانونی در نبرد با رژیم آخوندی برجسته شد.
جنبشی که مطالباتش در فاصلة کوتاهی، در سازمان مللمتحد رسماً به ثبت رسید.
(گردهمایی عظیم مقاومت ایران در پاریس)
مهمترین رویدادهای سال 96 ـ گردهمایی عظیم مقاومت ایران در پاریس
نالههای رژیم از گردهمایی ویلپنت
18تیر 96 جیغ و داد مهرههای رژیم از گردهمایی صدهزار نفره مقاومت در پاریس و تلاشی دوباره برای شیطانسازی مجاهدین
مصاحبه تاجزاده: تیراژ نشریه مجاهد تا 30خرداد 60 به 700هزار نسخه رسیده بود.
میخواهم برای اولین بار به موضوعی اشاره کنم که کسی از آن اطلاع ندارد خامنهای که رهبر شد شاهسوندی را فرستاد به خارج که علیه رجوی تبلیغ کند. (آپارات)
ادامه دارد
«... اجازه بدین ابتدا با قصهای، قصهی مردم ایران رو، من هم با قصهای آغاز کنم. کجایین بچهها؟ گوش بدین!
مزرعهای بود به نام مزرعهی خوبیها. کبوترها، مرغها، مرغابیها، اردکها، جوجهها! در آن بهراحتی و صفا زندگی میکردند. تازه آزاد شده بودند.
یک روز کفتارها اون رو محاصره کردند. عمامه سرشان بود. وای بر شما، وای بر شما! که با تمسک به لباس پیغمبر چه کردید! «کَبُرَ مَقْتًا عِندَ اللَّهِ » ؛ بزرگترین خشم رو بر میانگیزید!
بعد کفتارها آتش برپا کردند. توی آتش همه کبوترها، جوجهها و مرغها بایستی کباب بشن؛ مگر نه؟
از هیچ طرف، از هیچ طرف راه گریز نبود؛ به خدا نبود! تا آن موقع فقط کبوترها و مرغها نبودند. روباه و گربهها و خرگوشها هم بودند. روباههای دو رو، که بیشتر از زیر با کفتار میساختن یا حاضر بودند که بسازند. و گربههای دزد؛ که وقتی چوب مقاومت بالا میرفت، همشون پا به فرار میگذاشتن.
و خرگوشها! امثال اونهاییکه همیشه در تنپروری و خواب و در غفلت هستن؛ و نمیبینند که چه میگذرد! نمیبینند که کبوترهای خونینبال میلیشیای ما تا کجا پرپر شدند. صدتا، هزارتا، ده هزارتا، سی هزارتا، چهل هزارتا، بیشتر، بیشتر!
یک راه برای گریز از آتش خفقان بیشتر نبود؛ فقط باید پرواز میکردند در آتش! و فقط باید این دام و این توری رو که رویشان بود، جملگی با هم بلند میکردند. پس به هم پیوستند. ناخالصیها را زدودند؛ مرزهاشون رو اول از همه با کفتار و بعد با گربه و روباه روشن کردند؛ و بعد، سی تا بودند، «سیمرغ» شدند!
آی بچهها! تبلور این سیمرغ امروز در کجاست؟
به نظر من، در مریم!
«... این جماعت خمینی را من از آن سالهای زندان شاه خوب میشناسم. به ژستهای قدرتمدارانه و شاخ و شانه کشیدنهای امروزشان از موضع حاکمیت، یک وقت پر بها ندهید.
اینها وقتی در موضع حاکمیت و حکومت نباشند، وقتی قدرت دستشان نباشد، و زورشان به امثال زندانیان بیدفاع ما نرسد آنقدر خوار و خفیف و آنقدر ذلیل هستند که حد ندارد. آنقدر با گردن کج و دست بسته، مجیز بازجوهای ساواک را میگفتند که حد نداشت.
خیلیهاشون هم همان سالها، همان سالهای شاه عفو نامه نوشتند ، سه بار «سپاس شاهنشاها» گفتند، از زندان رفتند بیرون، دنبال زندگیشان.
آن شرایطی که زندان اوین، هیچکدام از مجاهدین یا چریکهای فدایی ملاقاتی نداشتند، اگر تصادفا یک دانه پرتقال میرسید، بعضی وقتها بین ده یا بیست نفر تقسیم میکردیم، شکمچرانی آنها که همان موقع در سازش کامل با دژخیمهای ساواک بودند، واقعاً مضحکه و مشمئزکننده بود.
همین رفسنجانی و لاجوردی و عسگر اولادی! بهخاطر همخطیشان با ساواک، و طینت و کارهای بهغایت ارتجاعیشان در اوین، اوین آن زمان، منفور بودند؛ از جانب مجاهدین بایکوت شده بودند.
اما بعد همینها، وقتی به قدرت رسیدند هیچ خدایی را بنده نبودند. دمار از روزگار مردم درآوردند. همین آقایون و آخوندهایی که در طول سالیان با جنت مانی مکانی، با تنزهطلبی و با آن همه ریاکاری، خلقالله را از کمترین معصیت پرهیز میدادند، همینهایی که آن زمان بر سر مخرج «سین» و «صاد» و بر سر نحوه تلفظ «ضاد» و «ظ»، خلایق را بازی میدادند، حالا وقتی به قدرت رسیدند هفتاد و چند نوع شکنجه ابداع کردند. جنایتهایشان، پلیدیهایشان، تجاوزاتشان و رذالتهایشان در حق زنان ما هم که حقیقا در هیچ کجای تاریخ با این ابعاد اصلاً سابقه ندارد. خیلی از گزارشات در اینباره را آدم نمیداند با چه زبانی، با چه کلماتی بازگو کند. این پلید ضدبشری که، این خمینی که زنان را به بهانه بدحجابی 74ضربه شلاق میزند، خودش در زندانهایش با زنان ما رفتاری میکند که تابهحال، بسا پدر و مادرهایی که بعد از وقوف به آن، و همینطور بعد از دریافت خبر اعدام جگرگوشههایشان، سکته کردند و در گذشتند.
به قول اشرف شهید، «جهان خبردار نشد که بر ملت ما چه گذشت!». مرگ بر خمینی و ننگ بر هر که همسو و هم خط اوست؛ یا به درجهای از درجات همراه او و همسو با آن باشد. این است خمینی!
بیجهت نیست که ما خمینی را آزمایش بودن یا نبودن ایران و ایرانی توصیف کردیم. آیا در طول قرون و اعصار، رذالت و دنائتی بالاتر از این، دجالیت و پلیدی بیشتر از این، سفاکیت و شقاوت وحشیانهتر از این، و بیناموسی سیاسی و عقیدتی و اخلاقی مشمئزکنندهتر از این وجود داشته؟
پیام پدیده خمینی در یک کلام، همان نابودی ایران است. وظیفه اش، مأموریت تاریخیش این است! و خوب واضح است که هر کاری هم که خمینی تا بهحال نتوانسته سر مردم ایران بیاورد، سر منابع ایران بیاورد، فقط بهخاطر این بوده که دیگر زورش بیشتر از آن نبوده؛ ولاغیر!
اما درست بر سر همین نقطه، یعنی بر سر نقطه نابودی ایران که خمینی کمر به آن بسته، مقاومت ایران بهمثابه پاسخ تاریخ و خلق در زنجیر ایران، به مسأله وجود ایران و ایرانی و حقانیت و ضرورت وجود ایران و ایرانی وارد کارزار میشود.
کارزار شگفت، عظیم، خونبار؛ که راستی این هم بیبدیل است! چه کسی در دنیای امروز سراغ دارد که یک مقاومتی واقعاً مستقل و حقیقتاً عاری از هرگونه وابستگی، یکه و تنها، مثل مقاومت ایران، مثل همین مجاهدین، در محاصره انبوه رذیلتهای داخلی، در محاصره انبوه توطئههای بینالمللی، اینچنین به بهای رنج و رزم و خونفشانی بلاوقفة رزمندگانش، سرفراز، پایدار و رو به اعتلا باقی بماند. این را به اختصار گفتم؛
باشد تا در آینده تاریخ مورد قضاوت قرار بگیرد!».
رسانههای رژیم: ترس از قیام و مجاهدین در سالگرد قیام عاشورای ۸۸
بهمناسبت سالگرد قیام مردم در عاشورای سال 88 که با شعارهای مرگ براصل ولایت فقیه تخت خلافت خامنهای را به لرزه درآورد، شبکههای تلویزیونی و رسانههای سپاه پاسداران در هراس از قیام و نقش مجاهدین خلق ایران افسار پاره کردهاند:
تلویزیون مستند (رژیم) 5/آذر/96:
یک روز بعد از عاشورای 88 مریم رجوی سرکرده منافقین طی پیامی از حرمت شکنان عاشورا تقدیر کرد.
مریم رجوی: سلام بر دستگیر شدگان و جوانان اشرفنشان که در تاسوعا و عاشورای حسینی در سراسر ایران اسیر مضروب و مجروح شدهاند.
حاج حسین همدانی شش سال بعد از عاشورای 88در حال انجام مأموریت مستشاری در سوریه به دوستان شهیدش پیوست.
امیر حسین حاجی نصیری هفت سال بعد از عاشورای 88در راه دفاع از حرم حضرت زینب جانباز شد.
دوستش مصطفی صدرزاده هم که برای دفاع از ... خودش را بین رزمندگان افغان جا زده و به سوریه رفته بود هفت سال بعد در حلب بهشهادت رسید.
اعتراضات بعد از انتخابات سال 88 اول داشت خودش رو بهصورت اعتراضات خیابانی صرف نشون میداد اما با پیشرفت اتفاقات یواش یواش کلماتی مثل آشوب خیابانی یا تلاش برای براندازی داشت جایگزین مباحث سیاسی صرف میشد.
حیدر مصلحی وزیر اطلاعات وقت: اون روز من دیگه هفت و نیم زدم بیرون [از خانه] یعنی اومدم که ببینم کجا چه خبره خودم آمدم توی خیابانها و جاهای مختلفی که احتمال به اقداماتی رو میدادیم خودم اونجا ها رو رفتم از نزدیک بازدید داشتم مجموعه کار اطلاعاتی ما هم اونجا فعال بود همه اینها هم بر اساس پیشبینیهایی بود که صورت گرفته بود.
گزارشگر: ساعت نه و نیم صبح خیابان نواب هیأت مسجد لولاگر
حسین رمضانی از اعضای هیأت مسجد لولاگر: ... همینجوی خرد خرد که کارها رو انجام میدادیم میدیدیم جو منطقه فضای آرامی نداره و تردد تویش بود از سمت پایین به سمت خیابان آزادی حرکت میکردند.
حسین طلا فرماندار وقت تهران: تقریباً از ساعت فکر میکنم 9نه و نیم بود یواش یواش شروع شد توی خیابان انقلاب گلههای جمعیت دستههایی که عرض میکنم سامان پیدا کرده بودند وارد خیابان انقلاب شده بودند و ابتدا به همون شکلی که همیشه تو همه ابتدای برنامههاشون داشتند رفت و آمدهای پشت سر هم توی پیاده روها
دیگه یواش یواش بعد از تذکرات نیروی انتظامی فضا با اینها تیز و تند شد و دیگه بعضی از نقاط شروع شد به درگیری آغاز شد
گزارشگر: هشت ماه از آغاز اعتراضات به نتیجه انتخابات ریاستجمهوری میگذرد حالا خیلی وقت است که اعتراضات جای خودش را به اغتشاشات داده در این هشت ماه تهران روزهای پر التهاب و پرآشوبی را گذرانده اما جمعیتی که در روز عاشورا به خیابان آمده جمعیتی کمتر و در عینحال متفاوتتر از همیشه است مرکز اتفاقات و آشوبها درست در نزدیکی هیأت دانشگاه تهران قرار دارد همین موضوع باعث شکلگیری یک چالش در بین اعضای هیأت شده
امیر حسین حاجی نصیری: چون مصطفی ماههای قبلش هم توی درگیری فکر میکنم سی خرداد بودش حسابی با چاقو ایشون رو بدنش رو آسیبزده بودند اغتشاش گرها...
... اومده بودیم یواش یواش سمت پل کالج صحنههای بدی بودش مثلاً یادمه فکر میکنم 15-16تا موتور نیروی انتظامی بودش که زیر اون پل آتیش زدند یعنی مابالای پل داشتیم نگاه میکردیم
حیدر مصلحی وزیر اطلاعات وقت: از اون بازدیدی که کردم برگشتم توی وزارت [اطلاعات] پای دوربینها رفتم نشستم همون قضیه حافظ توی دوربینها داشتیم کریمخان رو توی دوربین داشتیم اتفاقات چهار راه ولیعصر رو تو دوربینها داشتیم
حامد امینی دانشجوی وقت دانشگاه تهران: یکهو این وسط یکی نمیدونم تیکه آسفالت بود سنگ بود چی بود پرت کرد خورد گوشه عینک یکی از دوستان شکست باز ما هیچ حرکتی نشون ندادیم به چند دلیل یکیاش این بود که ما نمیخواستیم نزاعی هم میشه ما شروع کننده نزاع باشیم دوما اینکه اصلاً عقل حکم میکرد ما نسبت مون تقریباً شاید بگم یک به 40بود عقل حکم میکرد که ما وارد نزاع نشیم.
سنگ میانداختند بعد شعارهای تند میدادند توهین میکردند
[یک تظاهر کننده خانم: انقلاب پیروز شد بسیجیها از ترس شون کفش هاشون رو هم جا مونده]
گزارشگر: خبر حمله به هئیتهای عزاداری و آتش زدن پرچم هیهات پای یک نفر دیگر را هم به میدان ولیعصر باز میکند فرمانده وقت سپاه تهران حاج حسین همدانی، علی ثابت آنروز همراه با حاج حسین همدانی شاهد اتفاقات میدان ولیعصر بود
علی ثابت: شهید همدانی به اتفاق دوستان همراهشون همکاراشون بهسر خیابان حافظ رسیدند وقتی به اینجا رسیدند اون دست خیابان دو تا ماشین نیروی انتظامی رو آتش زده بودند
وقتی که به میدان ولیعصر رسیدیم کیوسک آتیش گرفته بود کیوسک پلیس
[یک تظاهر کننده خانم: ایستگاه پلیس تصرف شد]
علی ثابت: بچههای نیروی انتظامی رو مجروح کرده بودند زده بودند یکی سرش خون یکی دستش خونی
علی ثابت: حالا در عینحال هم اخبار رو هی افراد میرساندند [به حسین همدانی در میدان ولیعصر] بهشون خبر میرسید خیابان جمالزاده مشکل داشت خیابان دماوند مشکل داشت خود وسط معرکه که واستاده بودیم مشکل داشت میدان هفت تیر هم سردار رجبزاده رو زده بودند با چیز مجروح شده بود
گزارشگر: ساعت 11و نیم میدان هفت تیر سردار رجبزاده فرمانده انتظامی تهران تصمیم میگیرد برای صحبت با اغتشاش گران و آرام کردن فضا به سمت آنها برود اما دقایقی بعد با چهرهای مجروح بر میگردد
شاهد عینی: آسمان بالای سر نمازگزارها سنگ بود که پایین میآمد...
گزارشگر: همین موضوع باعث میشود در میدان ولیعصر سربازی که راننده ماشین نیروی انتظامی است وقتی مورد حمله قرار میگیرد وحشتزده برای فرار تلاش کند تلاش این سرباز برای نجات جان خود جان باختن یکی از افراد حاضر در صحنه را در پی دارد
حاج حسین همدانی شش سال بعد از عاشورای 88در حال انجام مأموریت مستشاری در سوریه به دوستان شهیدش پیوست
امیر حسین حاجی نصیری هفت سال بعد از عاشورای 88در راه دفاع از حرم حضرت زینب جانباز شد
دوستش مصطفی صدرزاده هم که برای دفاع از حرم آل لله خودش را بین رزمندان افغان جا زده و به سوریه رفته بود هفت سال بعد در حلب بهشهادت رسید.
خبرگزاری نیروی تروریستی قدس در سلسله مطالبی با مضمون «سازمان مجاهدین خلق دومین عامل مهم» (در وقایع سال 88)، نوشت (قیام کنندگان): هم شعار نه غزه نه لبنان سر دادند، هم ژست دفاع از غزه و فلسطین گرفتند. هم مریم رجوی همه جوره از آنها حمایت کرد.
خبرگزاری نیروی تروریستی قدس با مونتاژ عکس و هذیانگویی ترسآلود دیگری نوشت:
سال 88کاملا اتفاقی لباس سبز پوشید
کاملا اتفاقی از فتنهگرها حمایت کرد
کاملا اتفاقی طرفداراش ریختن توخیابون
کاملا اتفاقی برای #نداآقاسلطان مراسم گرفت
کاملا اتفاقی گفت ما این تحرکات روسازماندهی کردیم همه اینا کاملاً اتفاقی بودن.
رسانههای حکومتی نیز برای هشدار به نیروهای وارفته خود، صحنههایی از قیام مردم در عاشورا سال 88را منتشر کرند.
کریمی قدوسی، عضو کمیسیون امنیت مجلس رژیم با غیظ وکین از افشاگریهای مجاهدین گفت: «(مجاهدین در فضای مجازی» «فریبکاری» میکنند. «آنها سعی میکنند واقعیت را بهگونهیی دیگر به مردم نشان دهند». «دشمن تلاش دارد نظام اسلامی را از پای درآورد».
وی افزود: حوادث سال 88دسیسه نیست و تنها یک مسأله سیاسی نیست و فتنه است و سی سال است که برنامهریزی شده و هدف آن شکست کامل نظام است.
رادیو رژیم نیز به پخش برنامههایی در مورد نقش مجاهدین در قیام سال 88پرداخت. یک رسانه حکومتی درباره این برنامهها نوشت: بررسی نقش (مجاهدین) و حامیان خارجی آنها از محورهای برنامه است.
آخوند تویسرکانی، مسئول حوزه نمایندگی ولیفقیه ارتجاع در بسیج ضدمردمی در اثر قیام در نشاندادن چهره جلاد حکومت آخوندی گفت: دستگاههای تبلیغاتی و رسانهیی دشمن با ساز و کارهای خودشان، همواره بهدنبال تعویض جای «شهید» و «جلّاد» بودهاند.
وی به نیروهای رژیم دلداری داد که «مطمئنا در داستان فتنه ۸۸، این توفیق نصیب فتنهگران نخواهد شد که جای «شهید» و «جلّاد» عوض شود».