اعدام جوانان شورشگر در اصفهان و خشم عمومی ناشی از آن، بار دیگر این پرسش مهم را مطرح کرده است: چرا حاکمیت در شرایط بحرانی فعلی تا این حد به خشونت عریان و اعدام در ملأعام روی آورده است؟
بررسی ساختاری نظام ولایت فقیه نشان میدهد که این حکومت از همان ابتدای شکلگیری، به دلیل فقدان پایگاه مردمی، بقای خود را در ایجاد ارعاب دید. تضاد آشکار رژیم در بهکارگیری مدرنترین فناوریها برای سرکوب و مدرنسازی ابزارهای موشکی، در کنار اجرای قوانین قرونوسطایی قضایی، نشاندهنده ماهیت واقعی این دستگاه سرکوب است.
هدف اصلی از اعدامهای سیاسی در ملأعام، ساختن «شمشیر داموکلس ترس» بر بالای سر جامعه است تا از شکلگیری اعتراضات جلوگیری شود. اما تجربه نشان داده است که استراتژی ترس کارایی خود را از دست داده است. پاسخ شجاعانه مردم اصفهان اثبات کرد که اعدامهای پیدرپی نه تنها جامعه را منفعل نکرده، بلکه خشم عمومی را شعلهورتر ساخته است.
امروز، ولیفقیه جدید بیش از هر زمان دیگری برای مهار جامعه انفجاری ایران به خفقان و اعدام نیاز دارد. اما وقتی جامعه از مرگ نترسد، حربه ارعاب اثر معکوس میگذارد و هر اعدام، تنها عقربههای ساعتشمار سرنگونی رژیم را سریعتر به حرکت درمیآورد.

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر