بحرانهای اقتصادی و معیشتی در ایران به نقطهای رسیدهاند که دیگر تفکیک مطالبات صنفی از خواستههای سیاسی ناممکن است.
در شرایطی که توجه رسانههای رسمی معطوف به اخبار جنگ، تنشهای منطقهای و مذاکرات دیپلماتیک است، در بطن جامعه ایران خیزشی جریان دارد که ترکیبی از اعتراض به فقر، تورم تصاعدی و سرکوبهای ساختاری است. جامعه در حال نبرد با وضعیتی است که زندگی روزمره اقشار مختلف، از کارگران و رانندگان گرفته تا معلمان و بازنشستگان را فلج کرده است.سرکوب تجمعات و واکنش اتحادیههای مستقل
یکی از بارزترین نمونههای این رویارویی، تظاهرات رانندگان معترض در خیابان ولیعصر تهران بود. این تجمع که در اعتراض به شرایط نامساعد معیشتی شکل گرفت، بلافاصله با یورش نیروهای امنیتی مواجه شد. اما نکته متمایز این رویداد، واکنش سریع و بیانیه قاطع «اتحادیه هماهنگکننده رانندگان در سراسر کشور» بود. این اتحادیه با محکوم کردن سرکوب، خواستار همبستگی و اعتصاب سراسری شد؛ اقدامی که نشاندهنده شکلگیری نسل جدیدی از سازماندهی کارگری در برابر فشارهای حاکمیت است.
کارگران چوکا و نقطه انفجار خشم عمومی
همزمان با تهران، در شمال کشور نیز کارخانه چوکای تالش شاهد یکی از بیسابقهترین تجمعات اعتراضی بود. کارگران عصبانی این مجتمع در اعتراض به ماهها معوقات مزدی، گرانی بیمهبا و بیتوجهی مدیران، دست به اقدام مستقیم زده و مدیرعامل کارخانه را اخراج کردند.
وقتی ماهها صدای کارگران شنیده نمیشود و مشکلات روی هم انباشته میگردد، اعتراض دیگر یک اتفاق غیرمنتظره نیست، بلکه نتیجه طبیعی بیتوجهی به مطالبات برحق نیروی کار است.
پیوند مطالبات اقتصادی و خواستههای سیاسی
تجربه هفتههای اخیر، از تجمعات بازنشستگان که شعار آزادی زندانیان سیاسی سر میدهند تا اعتصابات کارگری، نشان میدهد که جامعه ایران به یک درک مشترک رسیده است: حل مشکلات اقتصادی بدون تغییر در ساختار سیاسی ممکن نیست. افزایش روزانه احکام اعدام و تلاش برای ایجاد فضای رعب و وحشت، اهرمهایی هستند که حاکمیت برای مهار این پتانسیل انفجاری به کار میگیرد. اما خشم انباشته اقشار مختلف، از کارگر و راننده تا پرستار و معلم، نشان میدهد که جامعه مسیر خود را برای دستیابی به تغییر انتخاب کرده است.

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر