حاکمیت تمامیتخواه پس از ماهها تدارک، تمام توان تبلیغاتی و امنیتی خود را به میدان آورده تا با تکیه بر پروپاگاندای حداکثری و جمعیتسازیِ دستوری، ضربات سنگین ماههای گذشته را جبران کند.
هدف از این نمایش، تزریق انفعال و رعب در جامعه و فرستادن پیام اقتدار به خارج از مرزهاست.اما واقعیتهای عینی جامعه چیز دیگری میگویند:
بحرانِ مشروعیت و هژمونی: ستون خیمه نظام فرو ریخته و حاکمیت با بحران عمیق بود و نبود و تشدید شکافهای درونی روبهروست.
مهندسی جمعیت با چاشنی تهدید: گزارشهای مستند نشان میدهند بخش بزرگی از حضور شهروندان و کارمندان (بهویژه در مناطق تحت فشار مانند کوردستان) با اهرمهایی چون تهدید به اخراج، قطع حقوق و بازداشتهای امنیتی شکل گرفته است.
مکملِ سرکوب: همانطور که هانا آرنت تبیین میکند، در ساختارهای توتالیتر، تبلیغات و ارعاب دو روی یک سکهاند؛ تازیانهای از دروغ برای تحقیر جامعه و دور زدن خشم اکثریت.جم
نمایشهای خیابانی هرگز قادر به حل بحرانهای سهگانه حاکمیت—یعنی تقابل با جامعه تشنه آزادی و رفاه، انزوای بینالمللی و جنگ گرگها بر سر قدرت پس از ولیفقیه—نخواهند بود. جامعه ایران در کمین عبور از این غبار تبلیغاتی نشسته است.

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر