برخی رویدادهای تاریخی مرز میان گذشته و آینده را ترسیم میکنند. همانطور که وقایع ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ یا جنگ جهانی دوم مسیر تاریخ را تغییر دادند،
تحول بزرگ ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ نیز یک سرفصل استراتژیک و سرنوشتساز در تاریخ معاصر ایران است که باید ابعاد آن را بازشناسی کرد. پرسش کلیدی این است: چرا ناگزیری مبارزه مسلحانه؟⚖️ تعیین نوع مبارزه بر عهده حاکمیت است
در تمام دنیا، این نوع رفتار حاکمیت است که روش مبارزه را دیکتاتورها دیکته میکنند. یک حاکمیت دموکراتیک، راه قانون و مسالمت را باز میگذارد؛ اما حاکمیت تمامیتخواه، تمامی منافذ اصلاح و مشارکت را پلهپله مسدود میکند.
در بهار سال ۱۳۶۰، نشریه «مجاهد» با تیراژ بیسابقه ۶۰۰ هزار نسخه در روز، نشاندهنده پتانسیل عظیم جامعه برای آگاهی و تغییر مسالمتآمیز بود. مجاهدین تمامی ظرفیتهای ممکن را آزمودند تا حداقلِ آزادیهای سیاسی حفظ شود، اما گفتمان خمینی چیزی جز «همه با من» و نفی استقلال دیگران نبود. در شب ۲۵ خرداد ۱۳۶۰، خمینی با تمام کردن حجت بر همگان گفت: «بیایند در تلویزیون اعتراف کنند و توبه کنند»؛ انتخابی بین تسلیم مطلق یا مرگ.
🚩 مشروعیت تاریخی و فلسفه ایستادگی
مستندات تاریخی گواهی میدهند که پیروزی یا شکست زودرس، تعیینکننده حقانیت یک روش نیست؛ بلکه مشروعیت از پاسخ دادن به مسئولیت تاریخی در برابر تضاد اصلی جامعه حاصل میشود.
در عصر ۳۰ خرداد، تمام جریانهای سیاسی در معرض یک انتخاب بزرگ قرار گرفتند. مجاهدین خلق با تکیه بر تبیین خود از «فلسفه عاشورا» به عنوان پیامرسان آزادی، مسیر تسلیم نشدن را برگزیدند و سنگینترین قیمت را پذیرا شدند. آنها جان خود را در راه آزادی فدا کردند تا اصالت یک فلسفه آیندهساز حفظ شود.
امروز با گذشت ۴۵ سال از آن نقطه عطف تاریخی، ثابت شده است که انحصارطلبی مطلق حاکمیت نتوانست این مقاومت را از بین ببرد؛ هماوردی استراتژیک میان جامعه خواهان تغییر و نظام حاکم، همچنان زنده و پویا ادامه دارد.

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر