گاهی کلمات وزن پیدا میکنند؛ وزنی بیشتر از کاغذ و قلم. وقتی پیامی از تاریکخانههای انفرادی و راهروهای پر از خفقانِ زندان به بیرون میرسد، دیگر یک متن ساده نیست؛
این سندِ پایداری نسلی است که آموخته است آزادی را نه گدایی، بلکه تسخیر کند.اخبار اخیر از زندانهای قزلحصار و خرمآباد، لرزه بر اندام کسانی انداخته است که گمان میکردند با دیوار و میله میتوانند ارادهها را محبوس کنند. پیام زندانیان سیاسی در حمایت از انتقال حاکمیت به مردم، نشانهای روشن از وزش بادهای تغییر در قلب ایران است.
آغاز فصل نوین: پایان یک قرن استبداد
علی معزی، از زندان قزلحصار، با نگاهی به افقهای پیش رو مینویسد که ما اکنون در آستانه یک چرخش تاریخی هستیم. او که شاهد رنجها و شکنجههای بیشمار بوده، با اطمینان از پایان دوران «شاه و شیخ» سخن میگوید.
او در فرازی درخشان از پیام خود، به تداوم یک آرمان اشاره میکند؛ آرمانی که هرچند علمدارانش بر دار رفتند، اما پرچمش هرگز بر زمین نماند. معزی میگوید:
«این پرچم دستبهدست گشت و امروز بر چکادی بلندتر، در دستان نسلهای بعدی برافراشته شده است.»
دادگاه یا میدان نبرد؟
بخش تکاندهنده روایت معزی، بازخوانی جسارت نسل جوان در بیدادگاههاست. دیالوگهایی که بوی پشیمانی نمیدهند، بلکه سرشار از آگاهی و عزم هستند:
سؤال: پشیمانی؟ پاسخ: افتخار میکنم!
سؤال: هیجان جوانی بود؟ پاسخ: خیر، عمدی، آگاهانه و با اراده بود!
سؤال: در فضای مجازی بودی؟ پاسخ: خیر، در فضای واقعی و کف میدان!
اینها کلماتِ کسانی است که مرگ را به بازی گرفتهاند تا زندگی را برای یک ملت معنا کنند.
طوفانی که در راه است
همزمان، از خرمآباد صدای برادران خداکرمی (مهدی و محمد) به گوش میرسد. آنها تشکیل دولت موقت برای انتقال قدرت به مردم را «آغاز طوفان» و «جنگِ جنگها» نامیدهاند. پیامی که با ترانه ماندگار لری گره خورده است: «دایه دایه وقت جنگه...»
این زندانیان، با وجود تمام فشارها، از خورشیدی سخن میگویند که به زودی گرمابخش وجود هر ایرانی خواهد شد. آنها ثابت کردند که زندان نه تنها پایان راه نیست، بلکه کانونِ شعلهور نگاه داشتنِ امید است.
کلام آخر: آزادی در سینی طلایی نیست
این پیامها یک حقیقت بزرگ را به ما یادآوری میکنند: رژیمی که با اعدام و شکنجه سعی در مرعوب کردن جامعه دارد، در برابر «اراده وصلناپذیر» شکست خورده است. هر یک از این زندانیان، قهرمانی است که برای رسیدن به سپیده، جان خود را فدای آزادی کرده است.
آزادی هدیه دادنی نیست؛ دستاوردی است که باید با جسارت، در دل تاریکی برایش جنگید و آن را از چنگال ستم بیرون کشید.

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر