متن دفاعیات وحید بنیعامریان، بیش از آنکه یک لایحه حقوقی باشد، یک مانیفست هستیشناختی است؛ کلماتی که از پس دیوارهای بلند زندان، فرسودگی یک ساختار قدرت را جار میزنند.
او در آستانه اعدام، نه به عنوان یک محکوم، بلکه در قامت یک «ناظر تاریخی» ظاهر شد تا نشان دهد که چگونه میتوان با منطق امتناع، کل هیبت ظاهری یک نظام توتالیتر را به چالش کشید.خلع سلاح حاکمیت در دادگاههای فرمالیته
بنیعامریان با درکی عمیق از مفهوم مشروعیت، دادگاههای نمایشی را صحنهای برای بازتولید وحشت میدانست، نه اجرای عدالت. او با جملهی «زحمت دادگاههای فرمالیته را به خود ندهید»، عملاً نقاب قانون را از چهره خشونت عریان کنار زد. این برخورد، پارادوکسی خیرهکننده را رقم زد: جایی که زندانی در زنجیر، با نفی رسمیت دادگاه، قاضی و کل سیستم قضایی را بهدلیل نداشتن وجاهت اخلاقی به حاشیه راند.
«سر موضع»: فراتر از کلام، یک انتخاب وجودی
واژه «سر موضع» در ادبیات سیاسی ایران، تنها یک شعار نیست؛ بلکه یک انتخاب آگاهانه میان «بقای ذلیلانه» و «مرگ در راه آرمان» است. وحید با اعلام ایستادگی خود، ثابت کرد که قدرت فیزیکی حاکم در برابر قدرت اخلاقی فردی که از مرگ فراروی کرده، شکستخورده است. او نشان داد که حفظ یکپارچگی درونی در جایی که همهچیز برای درهمشکستن انسان طراحی شده، بزرگترین پیروزی است. این همان لحظهای است که سوژه، آزادی را نه در رهایی از بند، بلکه در وفاداری به حقیقت بازمییابد.
منطق تکثیر: وقتی مرگ مغلوب میشود
دقیقترین بخش نگاه او، پیشبینی «تکثیر» آگاهی پس از حذف کالبد است. او بهخوبی میدانست که رژیم از اعدام به عنوان ابزاری برای ارعاب استفاده میکند، اما با پذیرش آگاهانه این سرنوشت، کارکرد ترس را از کار انداخت. او تأکید کرد که خون هر فردی که برای آزادی جانفشانی کرد، نه در خاک، بلکه در حافظه جمعی یک ملت ریشه میداند.
وحشتِ قدرت از کلام صادقانه
اصرار بر مخفی نگه داشتن دادگاه و پیامهای یک جوان ۳۲ ساله، پرده از لرزان بودن پایههای استبداد برمیدارد. وحید بنیعامریان نشان داد که یک کلام صادقانه میتواند از دیوارهای سلول انفرادی عبور کرده و قلب سیستمی را که بر دروغ بنا شده، نشانه رود.
او با پیوند دادن رنج خود به رنج تاریخی ملت ایران، به نمادی از ارادهای تبدیل شد که اعدامشدنی نیست. همانطور که خسرو گلسرخی سروده بود، دستان جوان او اکنون به شاخههایی زمزمهگر در تمام خاک بدل شدهاند؛ بذری که هر سال سبز میشود و نویدبخش فردایی است که در آن، حقیقت هرگز بیموضع نخواهد ماند.

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر