۱۴۰۴ شهریور ۲۵, سه‌شنبه

سه واقعیت ماندگار قیام ۱۴۰۱ و چشم‌انداز آزادی

 


از ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ تا امروز، تاریخ مبارزات مردم ایران با خون شقایق‌های آزادی نوشته شده است. نسلی پس از نسل دیگر، در برابر استبداد ولایت فقیه سر خم نکرده و

حتی بهای جان را برای رهایی پرداخته است. قیام‌های ۸۸، ۹۶، ۹۸ و سرانجام ۱۴۰۱ ادامه‌ی همان راهی هستند که پیشگامان آزادی گشودند؛ راهی که امروز وارثانش در خیابان‌ها، دانشگاه‌ها و رسانه‌ها پرچم آن را برافراشته نگاه داشته‌اند.

قیام ۱۴۰۱ سه واقعیت بنیادی را در تاریخ سیاسی و اجتماعی ایران حک کرد:

رادیکال‌ترین مطالبات و شکستن همه پل‌های اصلاح‌طلبی قلابی: این قیام در مدت کوتاهی عمق اجتماعی گسترده‌ای یافت و مستقیماً کل نظام ولایت فقیه را هدف گرفت. از آن پس تعادل قوا میان مردم و حاکمیت هرگز به وضعیت پیش از ۲۵ شهریور ۱۴۰۱ بازنگشت.

سلب مشروعیت کامل از حاکمیت: پس از این قیام، هیچ ترفندی تحت عنوان «اصلاح» نتوانست برای مردم اعتبار داشته باشد. مطالبه اصلی جامعه امروز، حذف اصل ولایت فقیه، برچیدن سپاه پاسداران و براندازی تمامیت نظام است.

تعیین مرز آینده: قیام ۱۴۰۱ روشن ساخت که مردم ایران هیچ شکلی از دیکتاتوری ــ چه سلطنت و چه ولایت ــ را نمی‌پذیرند. تنها پاسخ تاریخی، استقرار یک جمهوری دموکراتیک و فراگیر است که بر تنوعات قومی، فرهنگی و فکری جامعه تکیه کند.

امروز بحران‌های لاعلاج در حاکمیت ــ از اختلافات درونی و بن‌بست اقتصادی تا انزوای بین‌المللی و جنگ قدرت در رأس نظام ــ همگی انعکاس آثار استراتژیک قیام ۱۴۰۱ هستند. این بحران‌ها تا نقطه سرنگونی پیش خواهند رفت و راه بازگشتی برای نظام باقی نمانده است.

از ۳۰ خرداد ۶۰ تا خون‌های جوانان ۱۴۰۱، یک حقیقت همچنان پابرجاست: مسیر رهایی، هرچند پرهزینه، روشن و برگشت‌ناپذیر است. چشم شهیدان آزادی به وارثان مبارزه دوخته شده و آینده ایران به استقرار جمهوری دموکراتیک گره خورده است؛ حقیقتی که از ژرفای تاریخ برخاسته و هیچ قدرتی توان پوشاندنش را ندارد.


هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر