۱۴۰۴ تیر ۱۶, دوشنبه

حسین پیامبر جاودان آزادی

 


آن روز برای امام حسین در دنیای جهل و بردگی در دنیای مادون آگاهی

شرایط عینی و وضعیت اجتماعی یار و یاور نبود

حالا از آن شراره و از آن جرقه حریقها برخاسته

از آن بذر خیلی محصولات روئیده از جمله همین مجاهدین خلق ایران

موضوع در دل توده‌های مردم عمیقاً رسوخ کرده

برادر مجاهد مسعود رجوی ـ محرم۱۴۱۳ (۱۳۷۱)


«اون روز برای امام حسین در دنیای جهل و بردگی، در دنیای مادون آگاهی، شرایط عینی و وضعیت اجتماعی یار و یاور نبود. سی سوار، فقط سی سوار، سی سوار، سواره نظامش بودند و چهل و دوتا هم پیاده نظام. جناح راستش رو، جبهه راستش رو، به زهیر سپرد و در جبهه چپ حبیب ابن مظاهر نود ساله و خودش در قلب سپاه. قلب رو هم سپرده بود به سپهسالارش عباس با پرچمی در دست.

عجب روزگاریست یکطرف فرزند پیامبر و اهل بیتش، دودمان پیامبر و حرمش با سی سوار و چهل پیاده که یک‌سوم یا قریب به یک سومشون هم خانواده خودش هستند در دشتی سوزان و بی‌آب و علف، با همه خانمانش در جنگی نابرابر که از پیش نتیجه‌اش روشنه. کسی تردید نداشت در رأس همه اونها هم از روز اول و از قدم اول که از مدینه خارج می‌شد خودش، امام حسین، چنین شرایط تاریخی که چیزی بیشتر از فدای مطلقه و تمام‌عیار رو اجازه نمیده. کدوم انسانیت؟

حالا از اون شراره و از اون جرقه حریقها برخاسته. از اون بذر خیلی محصولات روئیده از جمله همین مجاهدین خلق ایران موضوع در دل توده‌های مردم عمیقاً رسوخ کرده خب به ثبت داده شده روش تبلیغ و صحبت شده جا افتاده اونروز که اینطوری نبود خیلیها به نصیحت آمده بودند توی راه حتی یک برادر ناتنی خودش در مکه که بیا کوتاه بیا برو زندگیت رو بکن. آدمهای رژیم،آخوندهایی که رژیم می‌فرستاد که آقا شما شأنتون محفوظه هرچی هم میخواین براتون فراهمه. این کاری هم که شما می‌کنین که نتیجه نداره چرا از مدینه چرا از خونه و زندگی خودت کنار مرقد جدت مرقد مادرت چرا از اینجا تکون می‌خوری؟ بمان تکون نخور وانگهی به کجا خواهی رسید؟ ولی موضوع این نبود. اگر این تابلو خلق نمی‌شد، اگر این سرفصل نمی‌بود، اگر اینجا تاریخ اسلام انقلابی و توحید ورق نمی‌خورد، دیگه امروز ما چه سرمایه‌ای میتونستیم داشته باشیم؟ در مقابل مرتجعین ،در مقابل این آخوندها ،در مقابل این دجالها، اونهایی که با امام حسین نرفتند و او رو تنها گذاشتند چه نمازیست که خوندند؟ به‌نظر شما نماز و روزه‌های اونها به پشیزی میارزد؟ ول معطلند. یه بابی هست باب فدا و جهاد، شما مجاهدین اسمتون مجاهده، یعنی حافظ این باب و رونده راهش، و عمل کننده به اون هستین. خوب حضرت علی، در خطبه جهاد همه خوندین؛ که باب من ابواب الجنهٔ دری از درهای بهشت درِ درهای بهشت، را خدا باز کرده برای خاص‌ترین یاران خودش و این جهاد و مجاهدت، شما هم اسمتون رو گذاشتین مجاهد دیگه، لباسُ التقوی و هو لباس التقوی این بروز و پوشش تقواست. والا چی باقی میمونه؟ درعالله الحصینه این زره حفاظتی تکامله، این نگه میداره شما رو دیگه و جُنَّة الوثیقه این سپر مستحکمه دیگه ، منهای این چی باقی میمونه؟

هر کی ترک کنه تحت هربهانه‌ای اونجایی که باید مسئولیت انسانیش رو ایفا کنه ایفا نکنه کما این‌که حضرت علی ادامه داد بعد از اون دیگه ذلت است و خواری بلاست و گرفتاری بلاست دیگه نه ابتلاء ها حقارت است و پستی چونکه در باب باب رحمت خدا به روش گشوده شده آگاهانه لگد زده گذاشته رفته.

ضامن رشده، ضامن بقاست، فدا یعنی چی یعنی ضد نابودی، هر چه بیشتر همین مجاهدین فدا کردند بیشتر بود شدند این راز بقاست خوب ببینین بقیه جریانهای رو، نابود شدند پراکنده شدند از بین رفتند بدنام شدند پلید شدند آلت دست خمینی شدند به ضد ملت ایران قدم برداشتند.

خوب دو نیرو هست دو قطب متخاصمه وسط اینها باید موضع گرفت. و حالا نوبت حضرت حسین است بحث هم این نیست که باهاش چند نفر هستند یا کی تبلیغشو می‌کنه چه کسی تبلیغ حضرت حسین رو می‌کرد، به ضدش بودند علیه‌اش بودند البته تا وقتی در تعادل‌قوا دست بالا رو داشت، تا وقتی که متصور بود که وقتی به کوفه میره چون خیلی از کوفه می‌خواستند که بیاد، حاکمیت رو به‌دست خواهد گرفت خیلیها باهاش راه افتادند ولی تا وقتی راه سهل بود و هموار، مثل همیشه مثل همین حالا ولی روزگار میچرخه تا دینش باید روشن کنه هرکی برای چی اومده أَیحْسَبُ الْإِنسَانُ أَن یتْرَک سُدًی همین‌طور انسان فکر می‌کنه به حسابش رسیدگی نمیشه وله؟

وقتی می‌خواست از مدینه خارج بشه گفتند از بیراهه برو گفت نه دقیقاً از راه میروم. از جاده اصلی گفتند چرا؟ گفت برای این‌که همه ببینند. به او گفتند که یا حسین بیم داریم که در تعقیبت بیایند جواب داد بیم دارم که از مرگ دوری کنم. گفت شما ترستون اینه که منو تعقیب کنند. من ترسم اینه که مبادا از مرگ دوری کنم و وقتی به او گفتند که زندگی کن در یکی از خطبه‌ها چنین گفت: این‌که شما دارید زندگی نیست بردگیست و فساد. همه نکبتها را دست ظلم بر شما تحمیل کرده می‌روم تا آن دست را قطع کنم. می‌روم تا ظلم را نابود سازم. این است راه من این است هدف من آنان که با منند بیایند و آنان که سودای دیگر دارند روی به زندگی خود بازگردند».


هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر