۱۴۰۳ دی ۱۶, یکشنبه

زوال عمق استراتژیک نظام: پرده‌برداری از واقعیت‌های تلخ

 


سه هفته از سقوط آشکار استراتژی منطقه‌ای نظام ولایی می‌گذرد و نشانه‌های فروپاشی این سیاست در هر گوشه‌ای نمایان است.

رهبر جمهوری اسلامی، با تکرار مکرر ادعاهای قدیمی درباره “محور مقاومت” و ارائه وعده‌هایی که هیچ‌گاه به سرانجام نرسیده‌اند، تلاش می‌کند نیروهای درحال ریزش نظام را امیدوار نگه دارد. اما این تلاش‌ها در برابر واقعیت‌های انکارناپذیر شکست‌های منطقه‌ای و فشارهای داخلی، بی‌اثر به نظر می‌رسند.


وعده‌های بی‌پایه و شکست در جلب اعتماد

سخنرانی‌های اخیر خامنه‌ای بر محور تثبیت قدرت منطقه‌ای نظام متمرکز بوده، اما واقعیت چیزی جز ناکامی نیست. نظام با هزینه‌های کلان مالی و انسانی، در حفظ رژیم بشار اسد و حمایت از گروه‌های نیابتی در منطقه شکست خورده است. این هزینه‌ها نه تنها موجب بهبود وضعیت ایران نشده، بلکه نارضایتی عمومی را به دلیل محرومیت از منابع حیاتی کشور افزایش داده است.


نارضایتی عمومی و تشدید اعتراضات

هم‌زمان با افول سیاست‌های منطقه‌ای، اعتراضات داخلی نیز وارد فاز تازه‌ای شده است. شعارهای “سکوت ما خیانت است” و فراخوان‌های گسترده به همبستگی ملی، نشان می‌دهد که مردم ایران بیش از هر زمان دیگری در مسیر تغییر گام برمی‌دارند. این اعتراضات تنها به خیابان‌ها محدود نیست، بلکه بدنه‌ای از نیروهای حامی نظام نیز به دلیل تصمیمات مخرب، به منتقدان پیوسته‌اند.


شکست منطقه‌ای؛ زنگ پایان یک سیاست

سیاست صدور ایدئولوژی و تکیه بر عمق استراتژیک، سه دهه ابزار بقای نظام ولایی بوده است. اکنون این سیاست، با شکست‌های سنگین در سوریه، لبنان و فلسطین، نه تنها موقعیت منطقه‌ای نظام را تضعیف کرده، بلکه موجی از فشارهای داخلی و بین‌المللی را به دنبال داشته است. این شکست‌ها نه تنها قدرت نظام را کاهش داده، بلکه مردم را بیش از پیش به امکان تغییر امیدوار کرده است.


آینده‌ای اجتناب‌ناپذیر

تغییرات سیاسی و اجتماعی اخیر، به‌ویژه در ماه‌های گذشته، مسیر جدیدی را پیش روی جامعه ایران قرار داده است. این شکست‌ها موجب تسریع در روند جنبش‌های اعتراضی و نزدیک شدن به نقطه تحولات اساسی شده است. نظام ولایی اکنون با شرایطی مواجه است که در آن، هرگونه تبلیغات و بحران‌آفرینی‌های مصنوعی، قادر به مهار عزم عمومی برای تغییر نخواهد بود.


پایان سخن

شکست استراتژی‌های منطقه‌ای، در کنار فشارهای اجتماعی و اقتصادی، نشان می‌دهد که نظام ولایی به پایان مسیر خود نزدیک شده است. جامعه ایران اکنون بیش از هر زمان دیگری آماده عبور از این نظام است و هر تلاشی برای انحراف افکار عمومی یا سرکوب جنبش‌های مردمی، تنها این روند را تسریع خواهد کرد.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر