۱۴۰۳ دی ۳, دوشنبه

سقوط اسد؛ پایان عمق استراتژیک رژیم ایران و آغاز فروپاشی داخلی

 


با سقوط رژیم بشار اسد در سوریه، پایه‌های نفوذ منطقه‌ای جمهوری اسلامی ایران به‌شدت لرزیده است. علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی، با مجموعه‌ای از

سخنرانی‌های پر از تناقض و تحریف تلاش کرد شکست‌های استراتژیک نظام را کتمان کند و روحیه نیروهای وفادار خود را بازسازی کند. اما این سخنرانی‌ها بیشتر به چرخه‌ای از دروغ‌گویی بدل شد که نه‌تنها نتوانست حقیقت را پنهان کند، بلکه حتی در میان رسانه‌های داخلی نیز اعترافاتی به شکست‌های سنگین منطقه‌ای و بین‌المللی رژیم مشاهده شد.

خامنه‌ای در سخنرانی ۲۱ آذر با زبانی آشفته گفت: «جوانان غیور سوریه ایستادگی خواهند کرد و این بحران را پشت سر خواهند گذاشت». این در حالی بود که در همان زمان مردم سوریه در شهرهای مختلف، سقوط و فرار مفتضحانه رژیم اسد را جشن می‌گرفتند. خامنه‌ای به‌خوبی می‌دانست که شکست در سوریه ضربه‌ای جبران‌ناپذیر برای عمق استراتژیک ایران است.

رسانه‌های حکومتی نیز این واقعیت تلخ را دیگر نمی‌توانند انکار کنند. روزنامه «هم‌میهن» در مطلبی به پیامدهای سقوط بشار اسد برای ایران اشاره کرده و اذعان می‌کند که خروج ایران از سوریه، یک آسیب استراتژیک و نظامی بزرگ است. این روزنامه نوشت: «محور مقاومت ایران که برای تأمین عمق استراتژیک تهران طراحی شده بود، در سال‌های اخیر ضربات قابل‌توجهی دریافت کرده است.»

روزنامه‌های دیگر نیز به وخامت اوضاع اذعان کرده‌اند. روزنامه «ستاره صبح» نوشت: «نقشه خاورمیانه با هماهنگی ترکیه، اسرائیل، آمریکا و روسیه به ضرر ایران تغییر کرده است و تهران دیگر شرایط مناسبی در این بازی ندارد.» در همین راستا، «دنیای اقتصاد» نیز هشدار داد که تضعیف جایگاه اقتصادی و سیاسی ایران در منطقه، توانایی رژیم برای بازیگری در تحولات بین‌المللی را محدود کرده است.

این اعترافات آشکار از سوی رسانه‌های وابسته به رژیم، پرده از حقیقتی تلخ برای جمهوری اسلامی برمی‌دارد: با از دست رفتن عمق استراتژیک، قدرت منطقه‌ای تهران به‌شدت کاهش یافته است. این شرایط به سرخوردگی شدید در میان نیروهای نظامی و امنیتی رژیم منجر شده و حتی دیپلمات‌های ارشد آن نیز لب به اعتراف گشوده‌اند. عباس عراقچی اخیراً اذعان کرده است: «سوریه فعلاً از محور مقاومت خارج شده است.»

اکنون شکست‌های منطقه‌ای با بحران‌های داخلی جمهوری اسلامی گره خورده است. ریزش نیروها، کاهش مشروعیت رهبری، و انباشت ابر بحران‌های سیاسی، اجتماعی و اقتصادی کشور را در آستانه یک انفجار اجتماعی قرار داده است. آینده این شرایط وابسته به عزم مردم ایران و نیروهای معترضی است که خواهان تغییر بنیادی در نظام حاکم هستند.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر