۱۴۰۰ مهر ۱۵, پنجشنبه

سالگرد قیام اشرف و آزادی گروگانهای مجاهد خلق پس از حملات ۶ و۷ مرداد ۱۳۸۸

 


کارزار جهانی آزاد کردن گروگانهای مجاهد خلق

روزهای ۶ و ۷مرداد ۱۳۸۸ گله‌های وحشی و جنایتکار دست آموز خامنه‌ای ـ مالکی با خودروهای هاموی و آب‌پاش و لودر و سلاح گرم و چماق و داس و تبر و میله آهنی و… به اشرف حمله کردند، تخریب کردند و مجاهدان بی‌سلاح و بی‌سپر را آماج شقاوت‌بارترین ضربات خود قرار دادند، ۱۱مجاهد خلق را شهید کردند، صدها نفر را مجروح و دچار نقص‌عضو و بیش از هزار نفر را به‌شدت مصدوم کردند و ۳۶ مجاهد خلق مصدوم و مجروح را به ‌گروگان‌ گرفتند و بخشی از اموال اشرفیها را تخریب کردند یا به سرقت بردند. گروگانها تنها پس از ۷۲روز اعتصاب‌غذا و ۷روز اعتصاب خشک در آخرین لحظات حیات و در آستانهٴ شهادت محتوم توانستند از اسارت دژخیمان رها شده و به اشرف بازگردند. اما آنچه هرگز برای جنایتکاران مهاجم و آمران آنها قابل تصور نبود، پایداری و مقاومت مافوق طاقت انسانی بود که زنان و مردان اشرفی با تمام هستی خود به آن قیام کردند و با دست خالی، تهاجم گله‌های شقاوت‌پیشه و تا دندان مسلح را با شکست مواجه کردند و رژیم و دولت دست‌نشاندهٴ مالکی را نیز در تمام دنیا افشا و مفتضح نمودند. سالگرد قیام پیروزمند اشرف و کارزار جهانی برای آزادی گروگانهای مجاهد خلق پس از حملات ۶ و۷ مرداد ۱۳۸۸



مسعود رجوی ـ حماسه فروغ ایران در اشرف

بعد از یورش نیروهای مالکی در ۶و ۷مرداد۸۸ به اشرف، مسعود رجوی خطاب به قهرمانان اشرف پیامی صادر کرد. در این پیام که به تاریخ ۹مرداد ۸۸ تنظیم شده، آمده است:

«ساعت ۳نیمه‌شب است. اولین فرصتی است که توانستم پیامی برایتان بنویسم. در حقیقت ۳۶ساعت بعد از شروع حمله،. بسیار ضروری می‌دیدم چند سطری بنویسم اما به تأخیر افتاد.

قبل از هر چیز، حال و احساسات شما را به‌خوبی می‌توانم بخوانم، بفهمم و با گوشت و پوست حس کنم.

می‌دانم که چقدر گداخته و در حالت انفجار هستید.

می‌دانم که تاب تحمل شهادتها و جنایتهایی را که در حق ما روا داشته‌اند، ندارید...

می‌دانم که مثل خود من، با دیدن پیکر شهیدان، با دیدن پدر و مادر و خواهر حنیف شهید یا پدر سیاوش، یا برادران و خواهرانمان که در عین جراحت در تلویزیون به جوانان و مردم ایران دلداری و پیام پیروزی می‌دهند، هم اشکهایتان سرازیر می‌شود، و هم قفسه سینه هایتان تحمل قلبتان را ندارد و قلبتان می‌خواهد به بیرون از قفسه سینه پرتاب شود و پرواز کند...».

مسعود رجوی در این پیام انگیزاننده و سرشار از عواطف انقلابی با تأکید بر این نکته که فیلم‌ها و تصاویر ارسالی از اشرف هر چند دنیایی را تکان داده است، اما بخدا سوگند بخش ناچیزی از واقعیت صحنه‌ها را منعکس می‌کند. تنها نوک کوه آهن و پولاد و نوک سلسله جبال عشق و ایمان را بازتاب می‌کند، نوشته بود:

«راستش را بخواهید، نه عراقیها و نه آمریکاییها و نه هیچکس دیگر، این قسمت از توان و ایمان اشرف و مجاهدین را ندیده بود...

در این پیام مسعود رجوی ایستادگی‌ اشرف در روزهای ۶و ۷مرداد۸۸ را «حماسه فروغ ایران» نامید:

«... می‌خواهم چند نکته ضروری را با شما در میان بگذارم:

۱- شک نکنید که یورش ارتجاع در اشرف و ایستادگی شگفت شما در این ۳روز، در پیوند با قیام سراسری مردم ایران است. این را باید حماسه فروغ ایران خواند.

۲- این هم یکی دیگر از اشتباهات بزرگ خامنه‌ای بود که دود آن به چشمش و به چشم مزدوران ارتجاع در عراق خواهد رفت. نه او و نه مالکی هرگز گمان این چنین ایستادگی و اینچنین درخشش جهانی نمی‌کردند.

۳- مالکی سرنوشت سیاسی خود را با ولی‌فقیه ارتجاع گره زد. به مجاهدین و اشرف کم بها داده بود. هرگز فکر نمی‌کرد یک ابوغریب مالکی ساخته، تا ابد بر پیشانی او مهر سیاهی و تباهی و جنایت علیه بشریت می‌زند.».

مسعود رجوی در انتهای پیام به شکستن طلسم ولایت فقیه اشاره کرد و گفت:‌

«طلسم ولایت فقیه شکسته و سرنگونی استارت خورده است. شما آن را در این ایام به جلو پرتاب کردید و جهش دادید. سلام بر تک‌تک شما که رنج های این ایام را بر دوش می‌کشید.».

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر