۱۴۰۰ مرداد ۲, شنبه

اشک هایی که بر گونه مصدق جاری شد

 


دکتر محمد مصدق در پیام رادیویی اش در اولین سالگرد قیام ملی ۳۰تیر ۱۳۳۱ در حالی که صدایش می‌لرزید و اشک بر گونه هایش جاری بود گفت: 


«جای تأسف نیست که جمعی از برادران و فرزندان گرامی ما در واقعة سی‌ام‌تیر جان خود را در حفظ سعادت و عظمت ملت ایران فدا کردند و با این فداکاری سرمایهٌ افتخار جاوید برای خود و خاندان خویش اندوختند. جای تعجب موقعی خواهد بود که خدای ناخواسته ملت نتواند از این فداکاریهای بی‌دریغ فرزندان خود نتیجه‌یی که لازم است به ‌دست آورد و از این خونهای مقدس که ریخته شده، بهره‌یی که شایسته است تحصیل کند؛ آن‌هم یقین دارم که با حس تشخیص و موقع‌شناسی ملت ایران هرگز پیش نیاید و آرزوی ما در حفظ استقلال و تجدید دوران مجد و عظمت دیرین این کشور باستانی هر چه زودتر تحقق پیدا کند». 

پیشوای فقید نهضت ملی ایران، از جمله چهره هایی است که تاریخ ایران هرگز فراموش شان نخواهد کرد.  نام مصدق با بزرگواری، استواری و ایران دوستی عجین است. 

او مرد بزرگی است که صبر و استواری، منزلت بزرگش را شکل داده و ایستادگی بر شرف و حیثیت ملی، زندگی سرشارش را غرق افتخار و غرور ساخته است. 

مسعود رجوی در مورد مصدق کبیر چنین می گوید در قیام ۳۰ تیر ۱۳۳۱مردم تهران از دل و جان فریاد «یا‌مرگ، یا‌مصدق» سر می‌دادند و در حمایت پرشور خود از او، ارادهٌ یک ملت به‌پاخاسته را علیه سلطهٌ استعمار و ارتجاع سلطنتی بازتاب می‌نمودند. 

بی‌جهت نبود که وصیت فرمود پیکرش در کنار شهیدان ۳۰ تیر به‌خاک سپرده شود. 

هم‌چنان‌که در سال ۱۳۴۰، با اشاره به تجربه ارتش آزادیبخش الجزایر، پیام خود را با‌صراحت به نسلهای بعد رساند و نوشت: «ملتی هم هست که در راه آزادی و استقلال از همه چیز می‌گذرد و دیگران هم اگر علاقه به وطن دارند باید از همین راه بروند و آن را انتخاب نمایند».

این وصیت‌ تاریخی نیز از همان درد وطن و غیرت ملی و میهنی مایه می‌گیرد و مصدق را از ورای حصر و تبعید شاه و شیخ، با نسلهای بعــدی پیوند می‌دهد.

 او به‌خــوبی می‌دانست کــــه چنین انتخابی مستلزم فداکاری و از‌خودگذشتگی است.

آری، تأسیس شورای ملی مقاومت ایران در سالروز  قیام تاریخی ۳۰تیر، در یک کلام،  تداوم و تکامل تاریخی راه مصدق است. این، یک تعهد واقعی است که  بر «فداکاری به تمام معنا» و بر «گذشتن از همه چیز در راه آزادی و استقلال ایران» بنا‌شده و نه تنها در حیطه نظر، بلکه در میدان عمل هم کاملا قابل سنجش و ارزیابی است. 


هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر