۱۳۹۹ مرداد ۱۶, پنجشنبه

قتل عام سال ۶۷ بر کتیبه خاوران - قسمت دهم


قتل‌ عام سال ۶۷ - نخستین نامه منتظری به خمینی
سه روز بعد از شروع رسمی قتل‌عام در تهران، یعنی یکشنبه نهم مرداد۶۷، منتظری طی نامه‌یی به خمینی مشروعیت دادگاهها و قضاییه رژیم را زیر علامت سؤال برد و نوشت:


«… و خامساً افرادی که به‌وسیله دادگاهها با موازینی در سابق محکوم به کمتر از اعدام شده‌اند، اعدام کردن آنان بدون مقدمه و بدون فعالیت تازه‌یی بی‌اعتنایی به همه موازین قضایی و احکام قضات است و عکس‌العمل خوب ندارد. و سادساً مسئولان قضایی و دادستانی و اطلاعات ما در سطح مقدس اردبیلی نیستند و اشتباهات و تأثر از جوّ بسیار و فراوان است و با حکم اخیر حضرتعالی، بسا بیگناهانی و یا کم گناهانی هم اعدام می‌شوند و در امور مهمه احتمال هم منجز است و سابعاً ما تا حال از کشتن‌ها و خشونتها نتیجه‌یی نگرفته‌ایم، جز این‌که تبلیغات راعلیه خود زیاد کرده‌ایم و جاذبه منافقین و ضد انقلاب را بیشتر نموده‌ایم. به‌جا است مدتی با رحمت و عطوفت برخورد شود که قطعاً برای بسیاری جاذبه خواهد داشت. و ثامناً اگر فرضاً بر دستور خودتان اصرار دارید اقلاً دستور دهید ملاک اتفاق‌نظر قاضی و دادستان و مسئول اطلاعات باشد، نه اکثریت و زنان هم استثناء شوند مخصوصاً زنان بچه‌دار و بالاخره اعدام چند هزار نفر در ظرف چند روز هم عکس‌العمل خوب ندارد و هم خالی از خطا نخواهد بود».
علاوه بر موضوع عدم مشروعیت دستگاه قضاییه و کشتار کسانی که هیچ جرمی مرتکب نشده بودند، منتظری در این نامه به چند نکته مهم اشاره می‌کند:
او می‌گوید ما از این همه شکنجه و کشتار و جنایاتی که در دهه‌ شصت انجام دادیم هیچ استفاده‌یی نکردیم. آنها [مجاهدین] نه تنها جا نزدند؛ متلاشی و مرعوب و ‌تسلیم نشدند که به‌علت مقاومت و صلابتشون، محبوبیتشون بیشتر شد.
منتظری در ابتدای دهه شصت در نامه ۵مهر ۶۰ برای خمینی نوشته بود که دختر ۱۳ساله را در اوین به جرم تندزبانی اعدام کردند.
از سوی دیگر منتظری در همان نامه نهم مرداد ۶۷ خود به خمینی به صراحت به «اعدام چند هزار در چند روز» اشاره می‌کند. یعنی در دومین یا سومین روز اعدامها به صراحت از اعدام چند هزار زندانی محکوم و بی‌گناه صحبت می‌کند. این در شرایطی است که در زندان گوهردشت و چند شهر دیگر فقط یک روز از شروع اعدامها گذشته بود و سرعت و شتاب اعدامها در روزهای بعد بیشتر شد. با این حساب فقط به استناد همین سند می‌توان نتیجه گرفت که تا ۱۳ شهریور که هیأت مرگ تهران در اوین و گوهردشت مشغول اعدام بود، بیش از ۳۰ هزار زندانی در شهرها و زندانهای سراسر کشور اعدام گردیدند. هر چند منتظری در روزهای پایانی کشتار باز هم به همین عدد اشاره می‌کند، اما بیان چند هزار در چند روز در روز سوم اعدامها بیانگر هزاران اعدام در مرداد و شهریور و فاجعه بزرگ ملی در سراسر ایران بود.
او در همین پاراگراف به موضوع اصرار خمینی برای کشتار و اعدام گسترده زندانیان سیاسی با تشخیص فقط یک نفر از اعضای هیأت مرگ، اشاره می‌کند و می‌نویسد: «ثامناً اگر فرضاً بر دستور خودتان اصرار دارید اقلاً دستور دهید ملاک اتفاق‌نظر قاضی و دادستان و مسئول اطلاعات باشد نه اکثریت و زنان هم استثناء شوند مخصوصاً زنان بچه‌دار».
یعنی در همین دو سه روز اول آن‌قدر بی‌حساب و بی‌رویه و حتی بدون توافق ۳نفر اصلی هیأت مرگ، زنان و مادران و زندانیان بی‌گناه اعدام و به‌دار آویخته شدند که صداهای اعتراض بلند شده بود.

قتل‌ عام سال ۶۷ ـ کشتار در شهرستانها


قبل از استقرار هیأت مرگ در ششم مرداد، بسیاری از زندانیان شهرستانها را به شهرهای دیگر منتقل کرده بودند و با صدور فرمان مرگ تعداد زیادی از زندانیان سیاسی شهرستانها را در شهرها و نقاط مختلف اعدام کردند.
در هفتم مرداد ۶۷زندانیان سیاسی ارومیه را که به تبریز تبعید شده بودند، حلق‌آویز کردند. هشتم مرداد ۳۵نفر از زندانیان بندر انزلی، لنگرود و رودسر در رشت حلق‌آویز شدند. نهم مرداد تعدادی از زندانیان صومعه سرا، فومن و رشت اعدام گردیدند. ساعت ١١صبح ٩مرداد چند تن از مجاهدین از جمله حسین طراوت را که جزء محکومین دادستانی رشت بودند از بند بیرون بردند، بعد از ضرب ‌و شتم آنها به این دلیل که چرا نماز را به‌صورت جماعت خواندند، آنها را به بند برگرداندند! از ظهر به بعد زندانیان سیاسی محکوم رشت و سپس فومن و صومعه سرا را دو به دو بدون وسایل فراخواندند! انتقال دو به دو تا غروب ادامه پیدا کرد اما هیچ‌کدام از آنها هرگز به بند برنگشتند! عبدالله لیچایی، محمد اقبالی، محمد پاک سرشت، بهروز رجایی، رضا و رشید متقی طلب، خالق کوهی، حسین طراوت، نقی زاهدی، حسن نظام پسند، ابراهیم طالبی، خسرو دانش‌، احمد محتشمی، نادر سهرابی، محمد غلامی، فخرالدین کوچکی، موسی محبوبی، حسین حقانی و… جزء زندانیانی بودند که از بند خارج شدند.
روز نهم مرداد در خرم‌آباد ده نفر را صدا کردند و با شتاب بردند. این افراد هرگز باز نگشتند. مجاهدین شهید محمود جاماسبی، صادق بیرانوند، محمد باغی، عبدالشاه قلاوند، جهان صراف شمس،‌ رحیم میردریکوند از جمله آن عده بودند.
روز ۱۲مرداد روزنامه جمهوری اسلامی نوشت: «۷تن از مجاهدین در باختران به‌دار آویخته شدند. همین روزنامه در صفحه بعد، از اعدام سه نفر به بهانه حمایت از مجاهدین خبر داد. در همین روز ـ ۱۲مرداد ۶۷ـ مسعود رجوی مسئول شورای ملی مقاومت ایران طی تلگرامی به‌دبیرکل ملل متحد، اعدام جمعی گروهی از مردم بی‌گناه کرمانشاه در ملأعام را به‌آگاهی جامعه‌بین‌المللی رساند و خواستار اقدام فوری در قبال خونریزیهای وحشیانه‌ خمینی گردید.

ادامه دارد...


هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر