۱۳۹۹ تیر ۲۴, سه‌شنبه

مریم رجوی- اسلام، زنان و برابری- قسمت چهارم


مناسبات انسانی
بنیادگرایی در مناسبات بین انسان‌ها بر مرزبندی جنسی و دوگانگی زن و مرد تأکید دارد.

نتیجهٔ بلافصل این دیدگاه هژمونی ابدی مرد بر زن است.
وقتی بنیادگرایان زن را بر اساس خصوصیات مربوط به جنس و تفاوتهای فیزیولوژیکش با مرد تعریف می‌کنند، به ناچار انسان به دو جنس مختلف با دو ماهیت متفاوت تجزیه می‌شود. این دوگانگی، ناگزیر به رابطه قدرت راه می‌برد. یکی جنس قویتر و دیگری جنس ضعیفتر، یکی اصلی و دیگری فرعی تلقی می‌شود. در این معادله خواه ناخواه یکی باید بر دیگری مسلط شود. بنیادگرایان این رابطه نابرابر را تئوریزه می‌کنند و طبیعت را طراح آن می‌دانند و به این ترتیب حکم ازلی ابدی مقهور بودن زن در برابر مرد را صادر می‌کنند. اندیشهٔ اسلامی با چنین نگرشی مطلقاً تعارض دارد. توحید، زن و مرد را کاملاً برابر می‌بیند. چرا؟ چون اندیشهٔ توحیدی انسان را بر اساس ویژگی انسانی اجتماعیش تعریف می‌کند که در کار کرد آگاهانه و آزادانهٔ نوع او تجلّی می‌یابد.
اسلام دموکراتیک بر یگانگی انسانی زن و مرد به‌عنوان انسان آگاه و آزاد و مختار و مسئول تأکید می‌کندٴکه نتیجه بلافصل آن برابری است.

گناه و خطای فردی
تفاوت بنیادین دیگر بین دیدگاه اسلام واقعی با آن چه که بنیادگرایان به نام اسلام عرضه می‌کنند بر سر مقوله گناه و خطای افراد است.
در رویکرد بنیادگرایی چون مرزبندی جنسی اصالت دارد انسان در مقابل گناهان و خطاهای فردی خودش دائما در زیر یک سقف بسته قرار دارد و هر چه بیشتر به درون خودش فرو می‌رود و در ضعف و تزلزل دائمی، مقهور و مغلوب شرایط و اجبارات پیرامون خودش می‌شود. در این دیدگاه انسان همیشه از یک» خدای بیدادگر «در بیم و هراس است. در رویکرد بنیادگرایان انسان ذاتاً شرور و گناهکار است و خدای بیدادگر برای این‌که انسان و تمایلات شریرانه‌اش را به بند بکشد انواع ممنوعیتها را علیه او ایجاد می‌کند. در نتیجه در مقابل هر خطا و گناه فردی و عمدتاً هم گناهان جنسی افراد وارد سلسله‌یی از افکار و عذاب وجدان می‌شوند و از آن هم خلاصی ندارند…


Listen to "مریم رجوی- اسلام، زنان و برابری- قسمت چهارم" on Spreaker.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر