۱۳۹۹ مرداد ۶, دوشنبه

قتل عام سال ۶۷ بر کتیبه خاوران - قسمت دوم


قتل‌ عام سال ۶۷ ـ نمایش انتخابات
در همان هفته‌ها و ماه‌های اولیه پس از پیروزی انقلاب ضدسلطنتی هر روز حلقه محاصره بر مردم تنگ‌تر می‌شد و راه برای چماقداران و اراذل حکومت بازتر. 

خمینی از همان ابتدا با پس گرفتن وعده مجلس مؤسسان و تشکیل مجلس خبرگان برای تثبیت نهاد فراقانونی و استبدادی «ولایت فقیه» راهش را از مردم جدا کرد. عاقبت هم با تشکیل نهادی موسوم به شورای نگهبان و تنظیم اختیارات ویژه رهبری یعنی اصل ۱۱۰ قانون اساسی که همه پستها و مسئولیت‌های حساس مملکت را مشروط به‌نظر ولی‌ فقیه می‌کرد، آخرین قطرات آزادی را خشکاند و از بین برد. این پایه و سنگ بنای دیکتاتوری مطلقه فقیه بود. به همین خاطر مجاهدین خلق به قانون اساسی مجلس ارتجاع رژیم رأی ندادند و آن را تحریم کردند و اعلام کردند که با این قانون اساسی راه انحصارطلبی و استبداد باز می‌شود.
هنوز یک سال از انقلاب نگذشته بود که سایه سیاه استبداد دینی تمام کشور را پوشاند. در همین رابطه پدر طالقانی در ۱۷ شهریور ۱۳۵۸ در بهشت زهرا فریاد زد: «... بگذارید مردم مسئولیت پیدا کنند. این مردم هستند که کشته دادند. این‌هایی که این جا خوابیده‌اند، از همین توده‌های جنوب شهر بودند... استبداد زیر پرده دین را کنار بگذارید و بیایید با مردم، با دردمندها، با محروم‌ها همصدا باشیم».
چند ماه بعد در دیماه سال ۱۳۵۸ انتخابات ریاست‌جمهوری برگزار شد. مجاهدین پس از تأیید وزارت کشور که رفسنجانی بود، مسعود رجوی را به‌عنوان کاندیدای نسل انقلاب معرفی کردند. اقشار بزرگی از مردم و قریب به اتفاق همه اقلیت‌های قومی، دینی، احزاب و گروهها از کاندیدای مجاهدین یعنی مسعود رجوی حمایت کردند. حتی دورافتاده‌ترین روستاهای خوزستان و کردستان و سیستان و بلوچستان و... هم به این کمپین پیوستند و اعلام کردند که از کاندیدای نسل انقلاب حمایت می‌کنند.
این میزان حمایت از کاندیدای مجاهدین و محبوبیت مسعود رجوی در بین تمامی اقشار خلق، خمینی‌ را دچار وحشت کرد. به همین علت خودش ناگزیر مستقیم وارد صحنه شد و برخلاف ادعای قبلی‌اش که گفته بود وارد ساز و کار انتخابات نخواهد شد، شخصاً فتوا داد که چون مسعود رجوی به قانون اساسی رأی نداده نمی‌تواند کاندیدای ریاست‌جمهوری شود. این در حالی بود که قبل از همه اینها و قبل از ثبت نام، مجاهدین و شخص مسعود رجوی بارها و بارها این موضوع را به اطلاع کارگزاران رژیم آخوندی رسانده بودند که هر نکته و ملاحظه‌ای هست، همان‌موقع گفته شود. اما سردمداران رژیم و به‌طور خاص هاشمی رفسنجانی به مسعود رجوی گفته بود که هیچ اشکال قانونی در میان نیست و می‌توانید کاندید ریاست‌جمهوری شوید.

قتل‌ عام سال ۶۷ ـ مصاحبه دکتر ملکی و اشاره به نخستین انتخابات ریاست جمهوری


به اعتراف کارگزاران سابق و فعلی رژیم آخوندی،‌ علت فتوای مسخرهٔ خمینی چیزی نبود جز حمایت جوانان و زنان و اقشار مختلف مردم از کاندیدای مجاهدین و نسل انقلاب. همان که به‌گفته پاسدار سعید قاسمی، «دهها و صدها هزار جوان و دانشجویی بود که در متینگ‌ها برای دیدنش سر و دست می‌شکستند…».



در واقع خمینی با این کار به مجاهدین اعلان جنگ داد. اما برخلاف تصورش، مسعود رجوی بلافاصله از انتخابات کناره‌گیری کرد و ضمن صدور اطلاعیه‌یی از کلیه جوانان و هواداران و پشتیبانان و اقشار مختلفی که به حمایت از او برخاسته بودند، خواست که به‌طور کامل آرامش خود را در منتهای مسئولیت‌پذیری حفظ کنند. اما همان‌جا از خمینی خواست که حداقل فتوایی هم علیه چماقداری بدهد که البته او هرگز چنین فتوایی صادر نکرد.

در روز ۱۰بهمن ۱۳۵۸مجاهدین یک میتینگ بزرگ به نام «آینده انقلاب» در اعتراض به چماقداری در دانشگاه تهران برگزار کردند.





در اسفند ۱۳۵۸ انتخابات مجلس شورا فرا رسید. مجاهدین در این انتخابات هم با تمام قوا شرکت کردند تا هر چه بیشتر به فضای مسالمت و ایجاد فضای سیاسی تداوم ببخشند. اما با وجود حمایت گسترده مردم از کاندیداهای مجاهدین، مقامات ارتجاع با تقلبات گسترده اجازه ندادند حتی یک مجاهد به مجلس راه پیدا کند. در روزهای اول پس از انتخابات، هنگام اعلام نتایج انتخابات در اخبار سراسری رادیو تلویزیون رژیم، نام مسعود رجوی در بالای لیست کاندیداهای تهران بود و بعد از آن هم سایر کاندیداهای مجاهدین قرار داشتند. اما بعد از سه روز با تقلبات بسیار، به‌ناگاه مجاهدین در برابر چشمان بهت‌زده مردم، به انتهای لیست برده شدند و در قدم بعد با طرح دو مرحله‌ای کردن انتخابات از این‌که یک مجاهد به مجلس راه پیدا کند ممانعت کردند.

ادامه دارد...

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر