۱۳۹۹ اردیبهشت ۲۳, سه‌شنبه

مسعود رجوی ـ علی قدر انسان - ۱۳۸۱ - قسمت اول


بسم الله الرحمن الرحیم
انا انزلناه فی لیلةالقدر
و ما ادریک ما لیلةالقدر
لیلةالقدر خیر من الف شهر
تنزل الملائکه و الروح
فیها باذن ربهم من کل امر
سلام هی حتی مطلع الفجر

قدر در لغت به‌معنای اندازه گذاری است. چنان ‌که در ابتدا و در انتهای این سوره می‌‌بینیم لیله قدر، در ارتباط مستقیم است با مطلع الفجر. لیله قدر رهنمون، راهبر، و راهگشا به جانب مطلع فجر است. شب تیره و تار را به سپیده دم و به طلوع صبحگاهان می‌‌برد و منتهی می ‌کند.

وقتی که می‌‌گوییم چیزی ”مقدر“ شده، یعنی که از قبل اندازه گذاری شده است. اما این ”قدر“ ی که صبحتش را می‌‌کنیم، به این مفهوم است که وقتی اندازه‌ها به حد نصاب خودشان می ‌رسند و کمیاتی باهم انبوه می ‌شوند، درنقطه ‌یی لاجرم به ‌کیفیت ارتقا پیدا می ‌کنند. آن ‌چنان ‌که از دل شب تیره و تار، سپیده می ‌دمد و سپس آفتاب می ‌درخشد.

بنا بر سنت تکامل؛ اندازه ‌ها و تغییرات کمی الی غیرالنهایه ادامه ندارند. زیرا که دور تسلسل و دور باطلی در کار نیست. اندازه ‌ها وقتی ‌که انباشته بشوند و وقتی کمیات و تغییرات اندک سرجمع بشوند، زمان جهش و دگرگونی کیفی فرا می‌‌رسد.

اگر کسی حساب اندازه ‌ها دستش باشد -از رزمنده ‌یی که در یک نبرد باید فواصل را بسنجد تا جریان عمومی تکامل و به ‌ویژه تکامل اجتماعی و تا رقم خوردن قدر یک ملت تحت ستم -از این آیات درمی ‌آید که اندازه ‌ها و اندازه ‌گذاری تا کجا اهمیت دارد.

پس لیله قدر شبی و سرفصلی و مقطعی است که در آن اندازه ‌ها تعیین می‌‌شوند. فواصل، مرزبندیها و سمت و سوی تحول، رقم می‌‌خورد.

بر همین اساس خدا نزول قرآن را لیلةالقدر انسانیت گمشده، گمگشته و یا اسیر و غرقه در نظامات ضدتکاملی اعلام می‌‌کند.

ادامه دارد...

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر