۱۳۹۴ آبان ۶, چهارشنبه

فصل سوم: مهمترين وقايع تاريخ ۵۰ ساله سازمان مجاهدين خلق ايران (قسمت چهارم)

سال 1359



میتینگ امجدیه و سخنرانی مسعود رجوی با عنوان «چه باید کرد؟»
22 خرداد 1359 مسعود رجوى - امجديه

روز 22خرداد 59، در شرایطی که خمینی خفقان و سرکوب را به ‌اوج بی‌سابقه‌یی رسانده بود، مسعود رجوی سخنرانی تاریخی خود در میتینگ امجدیه را برگزار کرد. این میتینگ که به‌رغم همه محدودیتهای ارتجاعی و تهاجم گله‌های مزدوران حزب‌اللهی، 200هزار نفر در آن شرکت کرده بودند، در زیر باران گلوله و گاز اشک‌آور برگزار شد. در آن سخنرانی، مسعود رجوى این سؤال بسیار اساسی را در برابر همه مردم ایران و به‌ویژه اقشار آگاه و نیروهای ترقیخواه و انقلابی قرار داد: «چه باید کرد؟» 
این سخنرانی، یک افشاگری تکان‌دهنده و یک تعرض سیاسی ـ اجتماعی تمام‌عیار مجاهدین بر ضداستبداد و انحصارطلبی و جنایتها و یکه‌تازیهای ارتجاعی خمینی و پاسداران و چماقدارانش بود که با حملات پی‌درپی خود و با کشتار و سرکوب مجاهدین، می‌خواستند آزادی و پرچمداران آن را‌ به‌ مسلخ ببرند و دیکتاتوری زیر پرده دین را حاکم کنند. این سخنرانی در شرایطی که یورش چماقداران ارتجاع یک لحظه قطع نمی‌شد، ایراد گردید و یک بار دیگر فضای سیاسی ایران را در مقابل خمینی احیا کرد.
فضاحت این چماقداری تا آن حد بود که حتی بسیاری از مقامهای خود رژیم، از جمله احمد پسر خمینی، مجبور به ‌محکوم کردن چماقداری شدند. امری که برای خمینی، بسیار سنگین بود.


****

سخنرانی و موضعگیری علنی خمینی علیه مجاهدین
4 تير 1359


خمینی که به‌شدت از مطالبه حقوق مردم و آزادیهای آنها و دفاع از دستاوردهای انقلاب توسط مجاهدین گزیده بود و همچنین تمامی تلاشهای پشت پرده خود را برای سرکوبی مجاهدین توسط حزب جمهوری و چماقدارانش بی‌اثر یافته بود، به‌یک موضعگیری رسمی علیه مجاهدین مبادرت کرد.
خمینی در این موضعگیری تصریح کرد که دشمن اصلی او و رژیمش نه هیچ قدرت و نیروی خارجی، بلکه مجاهدین هستند.
وى گفت: «دشمن ما نه در آمریکا، نه در شوروی و نه در کردستان است، بلکه در همین‌جا در مقابل چشمهای ما در همین تهران است» (رادیو تهران ـ 4تیر 1359).
سازمان مجاهدین خلق ایران برای جلوگیری از هر گونه درگیری بلافاصله اقدام به‌بستن کلیه ستادها و دفاتر خود در تهران و شهرستانها کرد. به‌این ترتیب مجاهدین توطئه‌ خمینی که می‌خواست با سخنانش مجوز سرکوبی تمام‌عیار مجاهدین را به ‌چماقداران و پاسداران خود بدهد خنثی کردند و با فداکاری خود قطرات باقیمانده از فضای فعالیت سیاسی بعد از انقلاب ضدسلطنتی را در آن مقطع حفظ نمودند.


****


سال 1360

تظاهرات 500هزار نفره مردم تهران و آخرین اتمام‌حجت تاریخی با خمینی
30 خرداد 1360 تظاهرات عظيم مردم تهران در 30 خرداد سال 1360


بعدازظهر روز 30خرداد، تظاهرات مسالمت‌آمیز نیم میلیونی مردم تهران به‌دعوت و پیشتازی و راهگشایی مجاهدین محقق گردید.
آن روز رادیوی ارتجاع، پرده از روی همه چماقداریها و تاخت و تازها کنار زد و به‌صراحت خطاب به ‌پاسداران گفت و کراراً تکرار کرد که به ‌اذن امام به‌روی تظاهر کنندگان رگبار باز کنید. به این ترتیب پاسداران، تظاهرات مسالمت‌آمیز را، با دستور مستقیم خمینی به‌خون کشیدند.
بعدازظهر30خرداد ۱۳۶۰، خمینی به‌طور تاریخی در مقابل مسعود رجوی و آرمان مجاهدين شکست خورد و تمام شد. از این پس، مبارزه قهرآمیز انقلابی مجاهدین و همه موضع‌گیریهای آنها در منتهای مشروعیت و در منتهای مقبولیت مردمی شکل گرفت و پیش رفت. کارنامه درخشان دو و نیم ساله مبارزه سیاسی مجاهدین، این حقیقت تابناک را مجسم می‌کند.


****


تأسیس شورای ملی مقاومت
30 تير 1360 
آرم شوراى ملي مقاومت ايران


شورای ملی مقاومت ایران در 30تیر 1360، در سالگرد قیام ملی 30تیر تأسیس شد تا یادآور این باشد که این شورا در ادامه همان خط دکتر محمد مصدق پیشوای فقید نهضت ملی مردم ایران و برای تحقق آرمانهای آزادیخواهانه و استقلال طلبانه‌یی که مردم ایران بیش از یکصد سال است برای آن مبارزه می‌کنند، تشکیل شده است.
در اساسنامه شورای ملی مقاومت آمده است: «شورای ملی مقاومت برای سرنگونی رژیم خمینی و استقرار دولت موقت تشکیل شده است».
تأسیس شورا یک ماه بعد از آغاز مقاومت انقلابی توسط مسعود رجوی و در بحبوحه موج اعدامهای جنون آمیز خمینی و در سیاهترین روزهای حاکمیت اختناق در تهران خون گرفته اعلام شد.
شورای ملی مقاومت، پیوسته در کانون مبارزات مردم ایران در برابر فاشیسم مذهبی جرار حاکم بر میهنمان قرار داشته است و اعضا و مسئولان آن عمر و زندگی خود را وقف پیشبرد آرمان رهایی بخش مردم ایران کرده‌اند. اعضا و مسئولان شورای ملی مقاومت فارغ از هر سمت و مسئولیتی که در سازمان کار شورا به‌عهده‌ دارند، در وهله اول خود را رزمنده جبهه نبرد آزادی مردم ایران می‌دانند و در سرد و گرم روزگار، پیوسته همراه با سایر هموطنان، در تظاهراتها، تحصن‌ها و فعالیتها، برای رساندن صدای مظلومیت مردم ایران به‌گوش جهانیان حضور داشته‌اند و همراه با آنها فریاد زده و از جان مایه گذاشته‌اند.
ماندگاری شورای ملی مقاومت، به‌مدت بیش از سه دهه، به‌مثابه دیرپاترین ائتلاف سیاسی تاریخ معاصر ایران، آن هم در بغرنج‌ترین شرایط بین‌المللی و منطقه‌یی، گویای اصالت شورا و ریشه‌های عمیقش در جامعه ایران، خط مشی اصولی آن مبنی بر سرنگونی رژیم ضدبشری و عدم عدول از این خط اصولی و همچنین تبلور مناسبات دموکراتیک و خصلت کثرت‌گرای آن است.
در شورای ملی مقاومت هر عضو، صرفنظر از این‌که یک سازمان بزرگ سراسری مانند مجاهدین باشد یا یک شخصیت منفرد، دارای یک حق رأی باشد. همچنین طبق تصمیمات شورا، دولت موقت که بر اساس برنامه شورا به‌مدت حداکثر شش ماه از فردای سرنگونی رژیم آخوندی تا برگزاری انتخابات آزاد بر سر کار خواهد بود، دولتی ائتلافی است که همه احزاب و گروهها و گرایشات مختلف درون شورا در آن شرکت خواهند داشت. وظیفه شورای ملی مقاومت در وهله اول سرنگونی رژیم آخوندی است. پس از سرنگونی، شورای ملی مقاومت دولت موقتی را شکل می‌دهد که وظیفه اساسی آن، انتقال حاکمیت به ‌مردم ایران و مستقر ساختن حاکمیت جدید ملی و مردمی است. وظیفه انتقال حاکمیت با انتخابات آزاد برای تشکیل مجلس مؤسسان، حداکثر 6ماه بعد از سرنگونی دیکتاتوری آخوندی صورت می‌گیرد. در پایان دوره 6ماهه، دولت موقت از قدرت کنار می‌رود و مؤسسان منتخب مردم برای تعیین دولت جدید و تهیه قانون اساسی نوین آغاز به‌کار می‌کند.
شورا با سازمانها و شخصیتهایش طیف کاملی از ترکیب اجتماعی و سیاسی ایران را بازتاب می‌کند. هم‌چنان که نیمی از اعضای شورا را زنان تشکیل می‌دهند. شورا درعین‌حال، خودش الگویی از جامعه ایران فرداست، و طرحهایی که شورا برای مسائل مختلف جامعه ایران از سالها پیش اندیشیده، شاهد این مدعاست.


****


پرواز بزرگ رهبر مقاومت مسعود رجوی از قلب پایگاه شکاری در مهرآباد تهران به پاریس
7 مرداد 1360 عزیمت رهبر مقاومت مسعود رجوی - سال 1360


روز هفتم مرداد ۱۳۶۰ رهبر مقاومت ایران، آقای مسعود رجوی، طی یک عملیات بزرگ و قهرمانانه با یک پرواز بسیار پرریسک و خطر از قلب پایگاه یکم شکاری تهران به پاریس پرواز کرد. این پرواز چند روز پس از اعلام تأسیس شورای ملی مقاومت در تهران توسط آقای رجوی، صورت گرفت. پروازی به‌منظور معرفی و تثبیت شورای ملی مقاومت به‌مثابه تنها جایگزین دموکراتیک برای رژیم ضدبشری خمینی و تضمین انقلاب نوین ایران. این پرواز سرمنشأ تحولات و پیشرفتهای بزرگی در پهنه سیاسی و بین‌المللی برای مقاومت ایران و افشای جهانی دشمن ضدبشری شد.
عاشقان آزادی و پشتیبانان مقاومت ایران وقتی خبر این پرواز را شنیدند، شاد شدند و در هر جا، از جمله در زندانها و شکنجه‌گاههای رژیم، آن را به یکدیگر تبریک گفتند؛ دلیل این شادی و سرور در سراسر ایران این بود که سرنوشت انقلاب خود را تضمین شده می‌یافتند.
این پرواز البته کار بسیار پر خطری بود که تصمیم گرفتن درباره آن بسا دشوار و حتی غیرممکن می‌نمود. زیرا خمینی ضدبشر تمامی قوای سرکوبگر خود را بسیج کرده بود تا با تمام توان به مصاف انقلاب بشتابد و با انقلاب و مردم ایران تصفیه حساب بکند. البته که این محاسبه چندان هم بی‌اساس نبود و چه بسا که با کوچکترین اهمال، مرتجعان حاکم به مقصود پلید خود دست می‌یافتند. 
این پروازی بود که هم برای معرفی بین‌المللی آلترناتیو شورای ملی مقاومت ضروری بود و هم در جهت پیشبرد شعار «صلح صلح آزادی»، در مقابل «جنگ جنگ اختناق» خمینی ضرورت تام وتمام داشت.


****


عاشورای مجاهدین و شهادت اشرف رجوی و سردار موسی خیابانی در نبرد با پاسداران در تهران
19 بهمن 1360 اشرف رجوى - موسى خيابانى


روز دوشنبه 19بهمن1360 به‌دنبال یورش وحشیانه گله‌های پاسدار، کمیته‌چیها و انبوه مزدوران وزارت اطلاعات خمینی، به پایگاه سردار موسی خیابانی و اشرف رجوی سمبل زنان مجاهد خلق، موسی و اشرف همراه با 18مجاهد خلق از کادرها و مسئولان سازمان مجاهدین خلق ایران به‌شهادت رسیدند.
مقاومت قهرمانانه این مجاهدان با تعداد اندک در برابر صدها تن نیروهای تا دندان مسلح دشمن، یکی از صحنه‌های با شکوه حماسی و جاودانه پیشتازان خلق ما در برابر دیکتاتوری خونریز حکومت آخوندی است. خبر مقاومت دلیرانه مجاهدین و شهادت سردار خیابانی و اشرف رجوی به سرعت و دهان به دهان نقل شد و خشم و انزجار مردم ایران را نسبت به رژیم آخوندی برانگیخت. اما آن زمان که آخوندها پیکر به خون تپیده سردار را در تلویزیون رژیم به نمایش گذاشتند و لاجوردی دژخیم، طفل اشرف شهید را بالای سر پیکر غرقه به خون مادرش به تماشا گذاشت؛ تمامی یک خلق در سوگ سرداران آزادی و مقاومت گریست.
تلاش رژیم برای قدرت‌نمایی به‌منظور ایجاد یأس و انفعال در میان مردم، نتیجه معکوس داد و موج همبستگی با مجاهدین خلق ایران در داخل و خارج ایران، جز بر منفوریت خمینی و آخوندها نیفزود.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر