۱۳۹۸ آبان ۱۵, چهارشنبه

مسعود رجوی - رهبر مقاومت ایران - قسمت سی هفتم



مسعود رجوی ـ مجاهدین چه می‌خواهند؟ 
مسعود رجوی: در انتخابات ریاست‌جمهوری سال ۵۸ خمینی گفت هر کی به قانون اساسی رأی نداده صلاحیت ریاست‌جمهوری رژیم رو ندارد. نیم ساعت بعد من اطلاعیه دادم که خداحافظ شما ما نیستیم. ما این‌کاره نیستیم. الآن چه می‌گویم؟
اول روشن باشه که ما هیچی نمی‌خوایم؛ هر کی می‌خواد بیاد روی کار، ما ستادمونو می‌خوایم و آزادی بیان و آزادی اجتماعات و این‌که شکنجه و اعدام نباشه. هیچی نمی‌خوایم. هر کی می‌خواد رئیس بشه هر کی می‌خواد مرئوس بشه هر کی می‌خواد انتخاب بشه. خون شهدامون و رنج زنده‌هامون و تاریخچه‌ای که پشت سر گذاشتیم بسا بسا فراتر از این حرفهاست...
مسعود رجوی:.... قرار است خسته بکنیم خسته نشویم. ما مجاهدیم ما که از قبل گفتیم کسی بیشتر مقاومت بکنه از ما جلو این رژیم زانو می‌زنیم، هژمونیش هم می‌پذیریم با افتخار هم این کار رو می‌کنیم. هر کی از پس این آخوندها بر میاد بسم‌الله. اول روشن باشه من آزادی بیانم‌ رو می‌خوام و آزادی خلقم‌. چرا؟
چون که مجاهد خلقم. مگه اومدم که قدرت بگیرم؟ مگه اومدم حکومت کنم؟ مگه اومدم تو مسابقه فرصت‌طلبی شرکت کنم؟ اول روشن باشد که ما چی هستیم روشن باشد که نسلمون و خطمون و سابقه‌مون و تاریخچه‌مون چیه. نمی‌خوام نمی‌خوام نمی‌خوام که جلو بیافتیم. یعنی این‌طوری نمی‌خوام جلو بیافتیم. با صدق و فدا آری...
مسعود رجوی: به ابوسعید ابوالخیر مراجع زمانش گفتند که تو در مقابل ما پشه‌ای بیش نیستی. گفت من همون پشه هم نیستم. ما آقا! اشرفیان پشه هم نیستیم. هیچی نیستیم. بی‌نام و نشان. چند ده نفر بودیم از زندان آزاد شدیم. حرفهای خودمونو زدیم. تف کردیم به ریاست‌جمهوری خمینی که لازمه‌اش ولایت فقیه بود و سرکوب خلایق. خوردیم چماق و گلوله و شلاق و یکصد و بیست هزار شهید و آواره شدیم و آواره هم هستیم هیچی نیستیم پشه هم نیستیم اما به خودمون مطمئنیم. دیگه بالای سر مزار شهدامون که می‌تونیم بنشینیم و حرفمون رو بزنیم. اگر حرف حق است که راه خودش رو باز خواهد کرد...
مسعود رجوی: یادتون باشه قرار ما خاوران محل شهدای قتل‌عام و اشرف و موسی اونجا چادر می‌زنیم. هیچی نمی‌خوایم. هیچی. پس قرار ما خاوران است.

مسعود رجوی ـ مجاهدین چه می‌خواهند؟

 مسعود رجوی ـ سخنی با مجاهدین همراه با یک تعهد مشخص 
مسعود رجوی در سلسله آموزش برای نسل جوان در داخل کشور ـ ۳۰دی ۸۸ـ در مطلبی با عنوان «سخنی با مجاهدین همراه با یک تعهد مشخص» چنین می‌گوید:
«حالا روی سخنم به‌ویژه با مجاهدین و دیگر اعضای مقاومت ایران و با هواداران و پشتیبانان آنهاست. سپس تعهد مشخص را به‌ دلایلی که خواهم گفت به اطلاع عموم می‌رسانم:
اصلاً و ابداً از آزمایش درباره هیچ‌کس بیم نداشته باشید. چه خودمان و چه دیگران. بگذارید ما در راستای سرنگونی رژیم ولایت فقیه و در راستای آزادی و حاکمیت مردم و برقراری نظام جمهوری مورد نظر مردم ایران با همه اتمام‌حجت کنیم. فقط به یک شرط. به شرط این‌که کسی (و اول از همه خود من) در فکر خودش نباشد. به فکر رود خروشان خون شهیدانی هم‌چون اشرف و موسی و شهیدان قتل‌عام و جاودانه فروغها و شهیدان اشرف و شهیدان قیام، به بار نشاندن و به مقصد رساندن این خونها و این رنج و رزمها باشد.
همه امتحان می‌دهیم و مردم و تاریخ ایران داوری می‌کنند. « بیا کاین داوریها را به پیش داور اندازیم» چرا که اگر معتقدید، آن داورِ نهایی وجود، که «خَیْرُ الْحَاکِمِینَ» و «أَحْکَمُ الْحَاکِمِینَ» است در روز بازپسین به قضاوتمی‌نشیند، پس دیگر چه جای بیم و باک.
همان که برخلاف خمینی، که هیچ قاعده و قانونی نمی‌شناخت، خود را متعهد و ملتزم کرده است که حتی به اندازه «رشته میانی هسته خرما» به هیچ‌کس و هیچ چیز ستم نکند وَلاَ تُظْلَمُونَ فَتِیلاً... چرا که متاع دنیا گذرا و اندک است و دستاورد آخرت برای آن‌کس که پرهیزکاری پیشه کند و بر اصول و مرزبندیهای ضروری استوار بماند، بسا بهتر است.
وانگهی مگر مجاهدین حتی به فرزندان خودشان و شهیدانشان نمی‌گویند که افتخارات و خوب و بد آنها به یکدیگر ربطی ندارد. مگر نمی‌گویند هر کس تنها صاحب و مالک و پاسخگو و در گرو کردار و عمل خویشتن است...»
مسعود رجوی سپس با یادآوری قسمتی از پیامی که برای اعضا و کاندیداهای عضویت مجاهدین در ماه رمضان سال ۸۶ فرستاده بود، به «تعهد مشخص» اشاره می‌کند:

مسعود رجوی ـ یک تعهد مشخص 
«فراخوان و پیشنهاد و آنچه درباره بازگشت به جبهه مردم ایران گفتم، هر چند به اقتضای وضعیت و آرایش سیاسی موجود با اسامی مشخص همراه بود اما اختصاصی نیست بلکه فراگیر است.
به دیگران هم در این آزمایش تاریخی خوشآمد می‌گوییم. می‌گوییم که اگر راست می‌گویند، گریبان مجاهدین را رها نموده، یقه ملا را بچسبند. این را هم اول به خودمان می‌گوییم که هرگز و هیچ‌گاه شروع کننده خصومت و ضدیت و تعارض با احدی غیراز دیکتاتوریهای شیخ و شاه نبوده‌ایم. اغلب تا مدتهای مدید فروخورده‌ایم تا وقتی که طرف مقابل از حد گذرانده باشد، به‌نحوی که اگر به جوابگویی نمی‌پرداختیم، دیگر ضعف و ذلت تلقی می‌شد. و هیهات منّا الذله...
اما فراتر از این حرفها، من برای اثبات صدقِ عرایضم، باید تعهد مشخصی هم ارائه کنم تا کسی گمان نکند که سودای دیگری جز آزادی و حاکمیت جمهور مردم دارم. از آنجا که به هرحال کسی باید پا پیش بگذارد و امید و اعتماد پرپر شده از سوی خمینی و اعقاب عمامه‌دار و بی‌عمامه‌اش را جبران کند و آب رفته را از این حیث به جویبار وجدانهای خنجر خورده و ضمایر خیانت شده برگرداند، اعلام می‌کنم که پس از وفای به عهد در آزادی ایران‌زمین از چنگ رژیم ولایت فقیه و تشکیل مؤسسان منتخب مردم ایران، از هر گونه مقام و منصب و از هر گونه شرکت در انتخابات و هر دولتی که باشد، تحت هر نام و عنوان، معذورم. عضویت در سازمان پرافتخار مجاهدین خلق ایران، چنان‌چه شایسته آن باقی بمانم، برایم کفایت و کمال مطلوب است.





مسعود رجوی ـ بالاترین خواسته

البته می‌دانم که خیانت خمینی به عهد و پیمانهایش، مخصوصاً به تعهداتی که قبل از رسیدن به قدرت اعلام کرده بود؛ کلمات را ذبح و مُلوث کرده و جایی برای اعتماد به تعهدات باقی نگذاشته است. اما این هم هست که مجاهدین با دریای خون و سلسله جبال ایستادگی در تاریخ معاصر ایران نشان داده‌اند که در سوگندها و تعهدات خود جدی هستند. بنابراین، امیدوارم بتوانم در جریان عمل، در عهدی که با خود و خدای خود از روز۳۰خرداد بسته‌ام و آن را با شما در میان می‌گذارم، اعتماد کسب کنم.
از روز ۳۰خرداد سال ۱۳۶۰ که بالاترین و شکوهمندترین مقاومت سازمان‌یافته تاریخ ایران در برابر ارتجاع و دیکتاتوری آغاز شد، و از روز بر خاک افتادن اولین دسته شهیدان آزادی، با خود و خدای خود عهد بستم که حتی اگر به رستگاری شهادت نرسم، چنان‌چه عمری باقی بود، با تدوین و تکمیل ۴کتاب ناتمامِ تبیین جهان، انسان، تاریخ و شناخت، اینچنین دفتر ایام را با هدیه به نسل جوان ببندم.
در یک کلام، برترین و بالاترین خواسته برای خودم این است که می‌خواهم "مجاهد" بمانم و "مجاهد" بمیرم. فقط همین. البته با استعانت از خدا و دعای خیر شما.»

مسعود رجوی - رهبر مقاومت ایران - قسمت سی وششم


مسعود رجوی ـ قیام دیماه ۱۳۹۶
مسعود رجوی یک روز پس از تظاهرات گرانی در مشهد و گسترش تجمعات اعتراضی به شهرهای دیگر، خیزش شهرهای مشهد و کرمانشاه و اهواز و قوچان را به حریقی تشبیه کرد که تمام شهرهای میهن را روشن می‌کند.

مسعود رجوی ـ قیام ایران ۱۳۹۶
 مسعود رجوی گفت:
«اکنون از جرقه حریق برخاسته و همگان هزار کانون شورشی را در جای جای میهن اسیر و اشغال شده، به چشم می‌بینند.
دیروز مشهد با دیگر شهرهای خراساًن پیشتاز شد و بر ضد گرانی بپا خاست. امروز کرمانشاه و اهواز فریاد زدند که: آخوندها حیا کنید، مملکت را رها کنید. همچنین از رشت تا قوچان و از همدان تا سبزوار و اصفهان صدای عهد بازگشت‌ناپذیر سرنگونی به اوج رسید که: ایران را از آخوندهای اشغالگر پس می‌گیریم...»
مسعود رجوی با تأکید بر گسترش و پویایی قیام ارتش بیکاران افزود:
«قیام بالا بلند ملت ایران خجسته و مبارک باد. ارتش بیکاران و محرومان و غارت‌شدگان بپا می‌خیزد.
اثبات شده است که افعی کبوتر نمی‌زاید. اصلاح و اعتدال در رژیم ولایت فقیه یک سراب ارتجاعی و استعماری است.
اثبات شده است که رمز رستگاری ملی، مرگ بر اصل ولایت فقیه و زنده باد ارتش آزادی است.
آری، مشی ما سرنگونی است.»
مسعود رجوی در بخش پایانی پیام ضمن یادآوری کارکردهای مماشات در دولت اوباما و خیانت جریان موسوم به اصلاحات در ایجاد انحراف و... خطاب به جوانان گفت:

۱-از پاتکهای دشمن زبون و زهرخورده و ولایت شاخ شکسته او نترسید و ناامید نشوید. خدا به موسی و هارون هم در برابر فرعون گفت: نترسید من با شما هستم، می‌شنوم و می‌بینم(لَا تَخَافَا إِنَّنِی مَعَکُمَا أَسْمَعُ وَأَرَی)

۲-آتش قیام را به هر قیمت در هر کجا و در هر فرصت و در هر زمان روشن و پرفروغ نگهدارید. به‌طور قانونمند خدا وضعیت هیچ ملتی را جز با جنبش و مجاهدت خود آنها تغییر نمی‌دهد. ولایت‌فقیه و سپاه پاسداران ظلمت، گرگ کاغذی هستند.

۳-آمادگی برای دفع شر مزدوران بسیج و لباس شخصی، یک فریضه ملی و انقلابی و مردمی است.
در مقابل تجرّی و تعرض دشمن به هموطنان به‌ویژه زنان، با استفاده از تمام وسایل و امکانات بدفاع برخیزید و عوامل رژیم را گو شمالی بدهید. ما حق داریم در هر زمان و هر مکان بی‌محابا از حق مشروع و قانونی دفاع از خود با همه وسائل لازم، استفاده کنیم.

۴-دستور محوری روز برای جوانان و رزمندگان آزادی و همه نیروهای انقلابی، تشکیل تیم ها، دسته‌ها و یکانهای ارتش‌ آزادیبخش‌ملی در راستای هزار اشرف و کانونهای شورشی برای گسترش قیام است. حق گرفتنی است.
مرگ بر اصل ولایت فقیه-زنده باد آزادی
پیش به سوی سرنگونی دشمن ضدبشری ـ مسعود رجوی ـ ۸دی ۱۳۹۶

 مسعود رجوی ـ عمق، گسترش و پشتوانه قیام  

هم‌زمان با اوج‌گیری تظاهرات در تهران، برازجان، کازرون و اعتصاب مجدد کامیون‌داران و بازار، مسعود رجوی با اشاره به تداوم، سازمان‌یافتگی و گسترش قیام زحمتکشان، پاسخ واقعی در شعله‌ور کردن قیام را در جنگ بیشتر و شوریدن بر نظام دانست.
این دهمین پیام مسعود رجوی بعد از قیام سراسری در دیماه ۹۶ بود.
مسعود رجوی در پایان همین پیام گفت:
راستی وقتی دیکتاتوری دینی می‌زند و حمله می‌کند و آتش می‌گشاید چه باید کرد؟
مشت در برابر مشت، حمله در برابر حمله، آتش جواب آتش
مسعود رجوی ـ ۱۱مرداد ۱۳۹۷

مسعود رجوی - رهبر مقاومت ایران - قسمت سی و پنجم


مسعود رجوی ـ حمله به لیبرتی در آستانه عید فطر ۹۵
رژیم آخوندی در وحشت از مجاهدین و نگرانی از روند انتقال به کشور آلبانی، شبانگاه دوشنبه ۱۴تیر (۲۸رمضان) مجدداً به کمپ لیبرتی حمله کرد و مسعود رجوی در پیامی به پرچمداران و پیشتازان ارتش آزادیبخش در رزمگاه لیبرتی گفت:
«مجاهدین در روزهای پایانی رمضان که در عین‌حال گرمترین و طولانی‌ترین ایام سال است، اینچنین عبادت و مجاهدت را با نقشه‌های مسیر خود در شبهای قدر، در راه خدا و خلق گره می‌زنند. آری فطر رهایی و آزادی یک ملت اینچنین با رنج و خون فرزندان رشیدش رقم می‌خورد...»
مسعود رجوی ضمن تشریح علت نگرانی و وحشت رژیم از مجاهدین افزود:
«اثبات شد که سنگ‌اندازی و اشکال تراشی در جریان انتقال مجاهدین از لیبرتی به آلبانی و به تأخیر انداختن و ممانعت از خروج اسامی و لیستهای مشخص به بهانه‌های مختلف، هم‌چنانکه مجاهدین و مقاومت ایران پیشاپیش گفتند و نوشتند، چه نقطه عزیمت جنایتکارانه‌ای داشته است.
همچنین اثبات شد که توطئه‌ها و لجن پراکنی‌های سیاسی علیه مقاومت که معمولاً قبل از گردهمایی بزرگ سالانه بالا می‌گیرد، زمینه‌سازی به همین منظور بوده و دستگاه پلید ولایت راه‌حلی جز راه‌حل تروریستی-نظامی در چنته ندارد.»

مسعود رجوی در پایان با یادآوری زبونی و شکست رژیم در این تهاجم موشکی گفت:
«اما خدا را شکر که به‌خاطر حداکثر هوشیاری و انضباط پولادین خودتان، به‌رغم آتش‌سوزی گسترده و خسارتهای فراوان، این بار در حمله سهمگین موشکی که دشمن روی آن حساب زیادی باز کرده بود، شهیدی نداشتیم. دشمن زبون یکبار دیگر شکست خورد و بور شد.»

مسعود رجوی - رهبر مقاومت ایران - قسمت سی و چهارم


مسعود رجوی ـ زهر اتمی؛ نقطه‌عطف در سرنوشت دیکتاتوری مذهبی 
مسعود رجوی ۲۷تیر ۹۴ در پیام تبریکی به‌مناسبت پذیرش جام‌زهر اتمی، عقب‌نشینی خامنه‌ای را شکست استراتژی تضمین بقای رژیم با بمب اتمی پس از کارزار ۲۴ساله مقاومت ایران دانست.
مسعود رجوی ضمن انتقاد از سیاست مماشات و افشای سیاست آمریکا، گفت تردیدی نیست که دولت آمریکا تا منتهی‌الیه کشش تاریخی و بین‌المللی و سیاسی خود هوار رژیم را داشته و به آن امتیاز داده است... اما خامنه‌ای، با اتمی، بی‌اتمی، سرنگون سرنگون...!
مسعود رجوی در بخش دیگری از پیام تأکید کرد که مردم مردم ایران به چیزی کمتر از سرنگونی رژیم ولایت فقیه و استقرار آزادی و حاکمیت مردم رضایت نمی‌دهند؛ این هسته مرکزی کارزار ملی و میهنی با این رژیم بوده و خواهد بود. جنگ آزادیبخش و سرنگونی خلافت ارتجاعی، انتخابات آزاد و تدوین قانون اساسی جمهوری جدید در مجلس مؤسسان و قانونگذاری ملی حق مسلم مردم ایران است.
مسعود رجوی در پایان ضمن فراخوان به عموم نیروهای آزادیخواه و استقلال طلب به جبهه همبستگی ملی برای سرنگونی استبداد مذهبی گفت از نقطه‌عطف گذشتیم؛ مماشات و دلالی و داعیه اصلاح و اعتدال برای این رژیم دیگر اثر ندارد!
مسعود رجوی در تحلیل برهم خوردن تعادل رژیم و فاز جدید مقاومت گفت:
اما شکست استراتژی تضمین بقای رژیم قرون‌وسطایی با بمب اتمی، خواه و ناخواه به تضعیف کیفی این رژیم و بر هم خوردن تعادل آن منجر می‌شود.
اکنون دیگر از یک نقطه‌عطف در سرنوشت این رژیم گذشتیم. مماشات، دلالی و داعیه اصلاح و اعتدال برای این رژیم دیگر اثر ندارد. ما با یک دشمن زهر خورده و کیفاً ضعیفتر روبه‌رو هستیم و این چیزی قابل پوشاندن و واژگونه نمایی نیست و به سرعت در میدان عمل به اثبات می‌رسد.تا آنجا که به رژیم مربوط می‌شود مرحله «واپس تمرگیدن» تازه شروع کار است و این رشته سر دراز دارد. سر و وضع و حرکات و آشفتگی و پریشانی و درهم شکستگی آشکار خامنه‌ای در این ایام به‌وضوح مؤید همین حقیقت است.
بگذریم که حتی اگر رژیم آخوندی به اندازه رژیم شاه هم حمایت کشورهای غربی را می‌داشت (که ندارد)، حتی اگر به اندازه رژیم شاه هم پول و اعتبار می‌داشت (که ندارد) باز هم نقطه‌ای در تقدیر است که اینها چاره‌ساز نیست و انقلاب و سرنگونی خود را تحمیل می‌کند. حالا هم دیگر، رفع تحریم از این رژیم، نه تنها هیچ مسأله‌ای حل نمی‌کند، بلکه بر ابعاد بحران سرنگونی می‌افزاید و آن را عمیق‌تر می‌کند.
بحرانهای حاد اجتماعی و اقتصادی در اوج خود به بحران سیاسی تبدیل می‌شوند و راه‌حل آنها هم راه‌حل سیاسی یعنی کنار رفتن یا تغییر و سرنگونی رژیم مربوطه است. برای فهم این حقیقت بایستی عینک اکونومیستی را کنار گذاشت و موضوع را در طاق سیاسی و پایه طبقاتی آن بررسی کرد.
اینجاست که روشن می‌شود، سرمایه اتمی رژیم که بیش از ربع قرن برای آن وقت و انرژی و منابع کلان صرف کرده بود حالا دیگر در بهترین صورت متوقف و منجمد شده و دیگر ضامن بقای آن نیست.
به وضوح پیداست که مردم ایران به چیزی کمتر از سرنگونی رژیم ولایت فقیه و استقرار آزادی و حاکمیت مردم رضایت نمی‌دهند. این هسته مرکزی کارزار ملی و میهنی با این رژیم بوده و خواهد بود.
در پایان مسعود رجوی ضمن فراخوان به عموم نیروهای آزادیخواه و استقلال طلب به جبهه همبستگی ملی برای سرنگونی استبداد مذهبی گفت:
جای خوشوقتی است که شورای ملی مقاومت ایران از سال ۱۳۸۱همه نیروهای جمهوریخواه و مشتاق آزادی و استقلال میهن را به همبستگی ملی برای سرنگونی استبداد مذهبی فراخوانده است. در همان زمان هم گفتیم که این یک آزمایش تاریخی برای عموم نیروهاست که صرفنظر از اختلافات و دیدگاهها و برنامه‌ها و طرح های خاص مورد نظر خودشان تا کجا به‌ دور از شیخ و شاه از ظرفیت همبستگی برای سرنگونی استبداد مذهبی برخوردارند.
رژیم و مهره‌های آن به طرز مضحکی از دوران "پسا مذاکره" صحبت می‌کنند. منظورشان آماده‌سازی رژیم برای عبور از این مرحله است. اما ما درست می‌خواهیم در همین مرحله "واپس تمرگیدن" برای سرنگونی و گسستن بند از بند رژیم ضدبشری، به‌طور مضاعف پیش بتازیم.. به همین مناسبت "کارزار سرنگونی- شماره ۶" را برای یکانهای فدایی، مجاهدان اشرفی، مؤسسان چهارم ارتش آزادی و یاران اشرف‌نشان در داخل و خارج میهن اشغال شده، اعلام می‌کنم.

مسعود رجوی - رهبر مقاومت ایران - قسمت سی و سوم


مسعود رجوی ـ رهنمودهایی برای جوانان ـ مرداد ۱۳۹۳
مسعود رجوی در ماه رمضان (تیر و مرداد) ۱۳۹۳ رهنمودهایی برای جوانان میهن در مسیر مقابله با دشمن ضدبشر مطرح کرد. این آموزش و رهنمود با عنوان مسعود رجوی ـ چند رهنمود برای جوانان انقلابی و مؤسسان چهارم ارتش آزادی در داخل میهن اشغال شده منتشر گردید.
مسعود رجوی برخلاف آنان که رژیم را رو به ثبات و جوانان را بی‌تفاوت و بی‌انگیزه می‌دانستند، رژیم را در مرحله سرنگونی و شرایط عینی را آماده می‌دانست و از جوانان خواست به با حفظ روحیه انقلابی و سمت دادن به اعتراضات صنفی، شرایط را برای خروش و خیزشهای عمومی و سیاسی مهیا کنند.


مسعود رجوی ـ رهنمود برای جوانان

مسعود رجوی در آستانه عید فطر از جوانان انقلابی میهن خواست:
۱-از هر چیزی که روحیه رزمنده و جنگنده را به سود دشمن تضعیف و خدشه‌دار کند پرهیز کنید.
۲-در پیرامون خود روحیه رزمنده و امید و شور و نشاط انقلابی ایجاد کنید.
۳-دشمن ضدبشری می‌خواهد ما را خسته، مرعوب و مأیوس کند. باید از مجاهدان اشرفی در مقابل دشمن درس گرفت و مانند آنها «پرچم فروغ» برافراشت:
-خسته نشوید، دشمن را خسته کنید
-نترسید، دشمن را بترسانید
-مأیوس نشوید، دشمن را مأیوس کنید
۴-در اعتراضات صنفی و اجتماعی شرکت کنید. آنها را دامن بزنید و با شعارهای انقلابی بر ضد رژیم سمت و سو بدهید: «مرگ بر اصل ولایت فقیه!»، «زنده باد ارتش آزادی! »...
۵-در مقابل تجرّی و تعرضهای دشمن به خودتان و هموطنان به‌ویژه زنان، با استفاده از تمام وسایل و امکانات به دفاع برخیزید و عوامل رژیم را گو شمالی بدهید. ما حق داریم در هر زمان و هر مکان، بی‌محابا از حق مشروع و قانونی دفاع از خود و هموطنانمان با همه وسایل لازم استفاده کنیم.
۶-صحنه‌های نفرت‌انگیز اعدام در ملأعام را تحمل نکنید. دژخیمان باید در نخستین فرصت به سزای جنایتهای خود برسند.
۷-تیم ها، دسته‌ها و یکانهای ارتش آزادیبخش ملی را با همه الزامات آن تشکیل بدهید و آماده باشید.
فطر آزادی مردم ایران از زنجیرهای استبداد مذهبی نزدیک می‌شود.

۱۳۹۸ آبان ۱۴, سه‌شنبه

مسعود رجوی - رهبر مقاومت ایران - قسمت سی و دوم



مسعود رجوی و حماسه خونین اشرف در شهریور ۱۳۹۲
روز دهم شهریور ۱۳۹۲(اول سپتامبر ۲۰۱۳) قرارگاه اشرف هدف یک تهاجم مسلحانه مرگبار و از پیش طراحی شده از سوی مأموران نیروی تروریستی قدس سپاه پاسداران رژیم آخوندی و مزدوران عراقی آن قرار گرفت که طی آن ۵۲تن از مجاهدان بی‌دفاع به‌شهادت رسیدند و ۷تن به گروگان گرفته شدند و میلیونها دلار از داراییهای ساکنان با بیش از ۲۰۰ انفجار تخریب گردید.
این تهاجم توسط نیروهای زبدهٔ مالکی، نخست‌وزیر وقت عراق، به نام لشکر طلایی که به لشکر کثیف موسوم است، صورت گرفت. آنها مسلح به سلاحهای ویژه بوده و به‌خوبی آموزش دیده و برای این عملیات آمادگیهایی زیادی کسب کرده بودند. نیروهای امنیتی عراقی سازماندهی شده در تیم‌های چند نفره و ملبس به یونیفرم با پیراهن سبز، جلیقه و شلوار مشکی و کلاه سفید و ماسک سیاه، همراه با تفنگ ای کی ۴۷، حامل صدا خفه‌کن بودند. آنها در ساعت ۵و ۱۵دقیقه بامداد ۱۰شهریور به‌طور هم‌زمان اقدام به شلیک، تخریب، انهدام و آدم‌ربایی کردند. جنایتکاران همچنین حامل مواد منفجره پلاستیکی و انواع نارنجکهای دستی جهت انهدام خودروها، کانتینرها، تانکرهای آب و... بودند.
حماسه پایداری اشرف آوازهٔ اشرف و اشرفیان را بر بام جهان درخشان تر از همیشه به ثبت رساند و مشی‌ رویان و راهبردی هزار اشرف و هزار کانون شورشی‌ را، در مرحله سرنگونی، فراروی مردم و مقاومت ایران قرار داد. نوید پیروزیِ نسلی که جنگید و ایستادگی کرد، در گذر از هفتاد هزار وادی خنجر و خیانت، خون چکان اما، سرشار از یقین و ایمان با گوشت و پوست خود راه را به جلو باز کرد، از پای ننشست و پر خروش و بی‌امان، از قله‌یی به قله‌یی دیگر پیروز و پایدار و درخشان ماندگار شد.
خامنه‌ای با الگوبرداری از قتل‌عام ۶۷ و در میان سکوت ذلت‌بار طرف حسابهای بین‌المللی! به اشرف حمله کرد تا خام خیالانه با قتل‌عامی دیگر خود را از کابوس قیام در داخل و بحرانی که در سوریه و عراق گریبانگیرش شده بود، خلاص کند اما با شکستن محاصره و تکثیر اشرف نقشه‌هایش باطل گردید.
روز ۲۷شهریور، ۱۷روز پس از تهاجم بزدلانه مزدوران عراقی خامنه‌ای، مسعود رجوی طی پیامی به مردم و رزم‌آوران آزادی گفت:
«حال ۱۷روز است که رژیم به‌دنبال من، و من به‌دنبال گروگانها بودم و روشن شد که تا امروز در عراق و در زندان مالکی هستند
در روز جنایت بزرگ و بی‌سابقه علیه بشریت در اشرف، خواهر مجاهد مریم اکبری همراه با ۱۷برادر مجاهد، همچنین تنها طبیب باقیمانده در اشرف دکتر جواد احمدی همراه با ۳مجاهد خلق دیگر، مجموعاًً ۲۲نفر، در دو نقطه متفاوت و دور از یکدیگر، همگی در زیر آتش و در محاصره و در معرض گروگانگیری بودند. ساعتهایی با تب و تاب و التهاب بسیار طول کشید تا توانستیم آنها را یک به یک از چنگ دشمن بیرون بکشیم و سرانجام همگی با قهرمانی و شجاعت بی‌مانند، خود را به ۲۰مجاهد باقیمانده برسانند.
اشرف حماسه ماندگار تاریخ معاصر ایران بود. اکنون اسطورة جاودانی تاریخ ایران و خلقهای جهان شد
نمونه‌ای دیگر در سرزمین و در خاک پای پیامبر جاودان آزادی، سیدالشهداء امام حسین علیه‌السلام.
سلام بر کهکشان اشرف و شهیدانش، بر لشگر فدایی اشرف، تجسم درخشان جنگ صد برابر با یک صد تن به مدت یک سال در نگاهبانی از اشرف و ارزشهای جاودانه فدا و پایداری و جنگ و ایستادگی در برابر استبداد دینی.»


مسعود رجوی ـ پیام تکثیر اشرف

مسعود رجوی ـ ۱، ۲، ۳، ۱۰۰و ۱۰۰۰ اشرف می‌سازیم 

مسعود رجوی در قسمت دیگری از پیام ضمن اشاره به دلاوری و ارزشهای شهیدان، ناگهان صحبت از پتانسیل و ضرورت «هزار اشرف» در خاک میهن کرد و با تأکید بر ضرورت تکثیر اشرف در مسیر سرنگونی گفت:
«آری ما به سوی آزادی و در مسیر سرنگونی ۳،۲،۱... ۱۰۰ و ۱۰۰۰اشرف دیگر می‌سازیم.
از خون مجاهدین در اشرف شعله‌ها و آتش‌ها برمی‌خیزد و رژیم ضدبشری را خاکستر می‌کند
ما برای نبردها و جنگهای بنیان‌کن دیگر آماده و آماده‌تر می‌شویم. حق دفاع از خود برای هر مجاهدی در برابر حمله و یورش دشمن در هر کجا یک حق مشروع و قانونی است. بی‌محابا از این حق مشروع و قانونی در هر زمان و در هر مکان استفاده کنید!»
آن زمان معلوم نبود منظور از هزار اشرف، هزار کانون شورشی و مقاومت برای نبرد سرنگونی و هزار اخگر سوزان و شعله‌های فروزان بر جان تمامیت رژیم است. خامنه‌ای گمان می‌کرد با این ضربه لااقل تا مدتی خیالش از بابت مجاهدین راحت است. اما مسعود رجوی با صراحت خبر از تکثیر اشرف و هزار کانون شعله‌ور مقاومت در میهن اسیر داد و بعدها روشن شد که اشرف در قتل‌عام دهم شهریور ۹۲نه تنها نابود نشد که در هزار کانون شورشی تقویت و تکثیر گردید.

مسعود رجوی - رهبر مقاومت ایران - قسمت سی و یکم


پیام مسعود رجوی بعد از نخستین حمله موشکی به لیبرتی 
بامداد شنبه ۲۱بهمن ۹۱ پس از شروع حمله موشکی به ساکنان بی‌دفاع کمپ لیبرتی و شهادت شماری از رزم‌آوران آزادی، مسعود رجوی طی پیامی فوری به مجاهدان آنان را که فوق‌العاده خشمگین و برانگیخته بودند به پرهیز از هر گونه عکس‌العمل و به آرامش و انضباط آهنین فراخواند و درخواست کرد هوشیاری و آمادگی کامل خود را کماکان تا طلوع آفتاب و روشن شدن هوا حفظ کنند.


مسعود رجوی و نخستین موشک‌باران به لیبرتی

در بخشی از پیام مسعود رجوی آمده است:
این است آن امنیت و سلامت و رفاهی که کوبلر در خیانت آشکار به حقوق‌بشر در مساحتی ۸۰بار کمتر از اشرف به ما وعده می‌داد. اکنون دنیا می‌فهمد که حق با شما بود که از قبل، خواهان بازگشت به اشرف بودید که سنگر و سرپناه و ساختمان و وسعت کافی دارد.
شهادتها و جراحتها البته جانگداز است اما تنها اراده رزمنده ما و خلق ما را صیقل می‌زند و برای جنگ سرنگونی و نبرد صد برابر، شعله‌ور و آماده‌تر می‌کند.
مسعود رجوی در بخش دیگری از پیام فوری به مجاهدان این اقدام زبونانه را نشانه ورود به مرحله سرنگونی دانست و گفت:
دشمن زبون و ضدبشر، بیشتر و سرخ‌تر از این نمی‌توانست ورود به مرحله سرنگونی و ترس و وحشت خود از مجاهدین و ارتش آزادی را همزمان با قیام توده‌های مردم عراق علیه ارتجاع و استبداد گواهی کند.
مسعود رجوی در بخش پایانی پیام با یاد شهیدان، به اهمیت فدا و پاکبازی مجاهدان در سرفصل‌های مختلف اشاره کرد و گفت:
مجاهدین و مقاومت ایران و ارتش آزادی ستان همیشه در این سرفصلها از انقلاب ضدسلطنتی تا ۱۹بهمن و ۶و۷مرداد و ۱۹فروردین، قیمت سنگین و خونین پرداخته‌اند و باز هم از نثار همه چیز خود برای آزادی خلق در زنجیرشان فروگذار نخواهند کرد. درس فدا و مجاهدت و آزادگی ادامه دارد و روزی در میهن اسیر فراگیر می‌شود.
سلام بر پوران، یحیی، مهدی، مصطفی، اکبر و هادی، نخستین گروه از شهیدان مؤسسان چهارم، در روزی که‌زاده شدند، در روزی که برای دفاع از خلق و میهن سلاح به‌دست گرفتند، در دهسال رزم و رنج و پایداری پرشکوه در اشرف و در روزی که با خون خود طومار ترفندها و توطئه‌های دشمن و مزدوران و همدستان آن در زندان لیبرتی را در هم پیچیدند.
رود خروشان خون شهیدان در پرتو مهر تابان مقاومت و آزادی ایران، ضامن پیروزی محتوم خلق ماست.
پیام مسعود رجوی پس از حمله موشکی به لیبرتی و اعلام نتایج انتخابات در رژیم 
۲۵خرداد ۱۳۹۲، چند ساعت پس از موشک‌باران مجدد مجاهدین در زندان لیبرتی، نتیجه انتخابات ریاست‌جمهوری رژیم در همان مرحله اول، به‌سود آخوند روحانی اعلام شد.


موشک‌باران به لیبرتی ـ ۲۵خرداد ۹۲

مسعود رجوی طی پیامی بیرون آمدن روحانی را نتیجه عجز و در ماندگی خامنه‌ای در مهندسی انتخابات
در اثر شکستن طلسم ولایت و فروپاشی جبهه خلافت دانست و گفت:
«نشان دادن ضرب شست موشکی به قهرمانان بی‌دفاع و در زنجیر از یک سو و ادعای مسخره شرکت ۷۲درصد از دارندگان حق رأی در انتخابات رژیم ولایت فقیه، همان «موازنه مثبتِ» مورد نیاز خامنه‌ای در شرایطی است که از ترس قیام و تکرار خیزشهای سال ۱۳۸۸، ناگزیر باید شیخ تحمیلی را به ریاست‌جمهوری بپذیرد. وضعیتی که بنوعی، زهر آتش‌بس و حکم قتل‌عام زندانیان سیاسی ما توسط خمینی را تداعی می‌کند.»
مسعود رجوی در قسمت دیگری از پیام به تناقض تاریخی رژیم در مورد مجاهدین پرداخت و گفت:
«ما هم البته برای پرداخت بها و خونبهای آزادی خلق و میهن اسیر، تا آخرین نفس و تا آخرین قطره خون پیمان بسته‌ایم و حاضر می‌گوییم. هر چند که معلوم نیست رژیمی که می‌گوید ۷۲درصد از مردم را با خود دارد و شرکت آنها در انتخابات رأی مثبت به این نظام است چرا باید اینچنین از سازمان مجاهدین خلق ایران و شورای ملی مقاومت ایران وحشت داشته باشد؟ نکند که تعادل رژیم بسیار شکننده و لرزان است و جایگزین دموکراتیک را، که به‌گفته خودش نزدیک شدن به آن خط قرمز اصلی رژیم در تمام روابط داخلی و منطقه‌ای و بین‌المللی آن است، بر نمی‌تابد... در روزی که رژیم می‌خواست نتیجه انتخابات خود را اعلام کند و برای آن بسیار عجله داشت تا بر وضعیت کنترل داشته باشد و اعتراض و تظاهراتی شکل نگیرد، همگان بار دیگر به چشم دیدند که ایستادگی و نبرد در لیبرتی و اشرف سراپا با کارزار سرنگونی، با شعار سرنگونی و با «رأی من سرنگونی است» پیوند خورده است.»
مسعود رجوی ضمن تشریح وضعیت متزلزل رژیم افزود:
«براستی این انتخابات، آئینه تمام نمایی از ضعف و انزوای ولی‌فقیه ارتجاع بود. حتی نزدیکترین کسانش ترسیده و در اثر فشارهای داخلی و بین‌المللی از او فاصله و زاویه گرفتند.
گفته بودیم که اگر این رژیم در این سالیان حتی با یک درصد از فشارها و ضرباتی که به مجاهدین و شورای ملی مقاومت ایران وارد شد مواجه می‌شد، بی‌گمان خاکستر و دود شده بود. از مهیبترین بمبارانها تا ۱۷ژوئن، از لیست‌گذاری و انواع برچسب ها، و از توطئه و تقلای دوازده دولت و سرویسهای ذیربط تا لجن پراکنی و تروریسم بی‌وقفه‌ٔ گشتاپوی آخوندی و هم خطّان و مزدوران و سرانگشتان...»
مسعود رجوی در بخش پایانی پیام خطاب به نیروهای آزادیخواه و میهن‌پرست گفت:
هموطنان،
نیروهای انقلاب دموکراتیک مردم ایران،
مؤسسان چهارم ارتش آزادیبخش ملی،
یاران اشرف‌نشان،
بر هم خوردن تعادل رژیم منفور ولایت در «بالا» محصول درد و رنج و مقاومت شما و رشیدترین فرزندان شما در «پایین» است. شعار ما «پایینی ها» همیشه این بوده است که «کس نخارد پشت من جز ناخن انگشت من». آزادی و حق را به رایگان به کسی نمی‌دهند. حق گرفتنی است و آزادی بها و خونبهای خود را می‌طلبد.
در هر فرصت، در هر زمان و در هر مکان برای احقاق حقوق و آزادیهای خود قیام کنید.
هر کس که به واقع خواهان سرنگونی استبداد دینی و آزادی و حاکمیت جمهور مردم و رأی مردم است با ما و ما با او هستیم.
روزی می‌رسد که آتشفشان خشم خلق فوران می‌کند، شعله می‌کشد و این رژیم را خاکستر می‌کند...»

مسعود رجوی - رهبر مقاومت ایران قسمت سی ام


مسعود رجوی ـ پیام به‌مناسبت حکم دادگاه آمریکا 
مسعود رجوی در ۱۹خرداد ۱۳۹۱ در پیامی به مجاهدان لیبرتی ضمن تبریک به‌مناسبت حکم دادگاه آمریکا در مورد خارج کردن نام مجاهدین از لیست تروریستی گفت:
«با حکم دادگاه آمریکا، در حقیقت مریم و اشرف و مجاهدان اشرفی در لیبرتی و یاران اشرف‌نشان در تمام دنیا بار دیگر، یک غیرممکن را ممکن کرده‌اند. این گرانبهاترین هدیه‌ای بود که مریم می‌توانست به ما بدهد چون خون مجاهدین را ذخیره می‌کند. شما پس از ۲۰۰سال در تاریخ دادگستری و قضاییه آمریکا یک سنت تاریخی را احیاء کردید. ابلاغ قرار انجام وظیفه از جانب دادگاه به وزارت‌خارجه آمریکا.»
سپس مسعود رجوی ضمن تشریح روند پیگیریها از مهر ماه ۹۰ تا دادگاهی که در ۱۹ اردیبهشت ۹۱ برگزار شد گفت:
«دادگاه به وزیر خارجه دستور می‌دهد در مدتی نه بیشتر از ۴ماه از تاریخ صدور این حکم، باید دادخواست سازمان مجاهدین خلق ایران (برای خروج از لیست) را یا رد کند یا بپذیرد.
در صورتیکه وزیر ظرف چهار ماه چنین نکند، درخواست صدور قرار انجام وظیفه برای کنارگذاشتن نام گذاری سازمان تروریستی خارجی پذیرفته خواهد شد.»
مسعود رجوی در پایان نتیجه گرفت:
«وقتی کارزار حقوقی و قضایی به پایان و اوج خود می‌رسد و همه چیز در عرصه سیاسی روشن‌تر از روز است، دیگر باکی نیست:
خواهد که در این لیست بگذارد یا نگذارد، بگذار ببینیم، تا در انظار ملت ایران خود را بتکاند!
تا آنجا که به ما مربوط می‌شود دادگاه خودشان بعد از ۲۰۰سال به‌نحو بی‌سابقه‌ای همه حرف را زده است:
این تجربه، در تاریخ ایران بعد از مصدق و بعد از شاه و شیخ بسیار بسیار ضروری است.
دیگر حقانیت مجاهدین و مقاومت مردم ایران به ثبت رسید و اثبات شد.»

مسعود رجوی ـ پیام به‌مناسبت خروج از لیست تروریستی 
مسعود رجوی ۷مهر ۱۳۹۱ هم‌زمان با اطلاعیه خروج از لیست تروریستی آمریکا در پیامی به مردم و مجاهدان آزادی‌ستان گفت:
اونهایی که هزار روز در برابر وزارت‌خارجه و کاخ سفید در آمریکا و همچنین در ژنو و جاهای دیگر مشابه اون فریاد زدند علیه رژیم پلید ولایت و سیاست استمالت مشت گره کردند و سرانجام پیروز شدند.
بله امروز روز شادی و پیروزی شگفت ایرانیان روز به‌بار نشستن یک دهه مبارزات مریم و اشرف و مجاهدان و آزادگان در ایران و سراسر جهان است.
مجاهدین همیشه و پیوسته سرسخت و استوار در هر شرایطی آمادهٔ کازار و پیکار برای سرنگونی دشمن ضدبشری بودند، هستند و خواهند بود با جنگ صد برابر.


مسعود رجوی ـ پیام به‌مناسبت خروج از لیست تروریستی

مسعود رجوی در بخش دیگر به نقش و کارکرد رزم‌آوران آزادی پرداخت و گفت:
گفته بودیم که مجاهد همیشه مجاهد است، از اوین تا اشرف، لیبرتی و هرکجای دیگر یک رزمنده آزادی است جزیی از ارتش بزرگ آزادی ملت ایران بادوام و سرسخت و استوار در هر شرایطی در هر زمانی و در هر مکانی بله دشمن ضدبشری آرزوی نابودی و انهدام مجاهدین و ارتش آزادی ملت ایران رو با خودش به گور خواهد برد. این سنت تخلف ناپذیر تکامل و تاریخ است.

مسعود رجوی - رهبر مقاومت ایران - قسمت بیست و نهم


مسعود رجوی ـ پیام پیروزی پایان پرونده ۱۷ژوئن 
مسعود رجوی در ۲۵اردیبهشت ۱۳۹۰ در پیامی به‌مناسبت بسته شدن پرونده ۱۷ژوئن و شکست تلاشهای ده ساله رژیم گفت:
«اکنون آخوندها و مزدوران کف بر دهان بور و کور و مات و مبهوت بر جای مانده‌اند! یک دهه یاوه‌گویی و لجن پراکنی و دروغ و دغل و دنائت، بسته‌بندی شده در دلارها و یوروهای نفتی، افاقه نکرد و مردم ایران پیروز شدند.»


مسعود رجوی ـ پایان پرونده ۱۷ژوئن

مسعود رجوی ضمن یادآوری پروسه کودتای تروریستی در ۱۷ژوئن گفت:
در روز ۲۷خرداد۱۳۸۲(۱۷ژوئن) در بزرگترین لشکرکشی در داخل فرانسه که از ۳۰سال قبل از آن سابقه نداشت از زمین و هوا و از سمت رودخانه حمله کردند. درهم کوبیدند و زدند و بردند...
در سالهای بعد علاوه بر اتهامات و احکام دستگیری روز ۱۷ژوئن یازده کیفرخواست تکمیلی دیگر هم صادر شده است. تار عنکبوتی تنیدند تا مجاهدین و مقاومت ایران هرگز نتوانند از آن خلاصی پیدا کنند. علاوه بر این آقای بروگیر که هیچگاه درصدد بر نیآمد اندک پیگیری در مورد قاتلان کاظم رجوی و شهید نقدی به‌عمل بیاورد، تا بخواهید در آمریکا و انگلستان و آلمان و امارات و اردن و ترکیه و بلژیک و سوئیس و دیگر کشورهای اروپایی و آسیایی «نیابت قضایی» صادر کرده بود تا به نیابت از ملایان حاکم بر ایران، مجاهدین و هوادارانشان را با هزار و یک رشته مرئی و نامرئی، طناب پیچ و زمین‌گیر کنند.
مسعود رجوی در بخش دیگر پیام به نقش جریان موسوم به اصلاحات در زدوبند و جنایت در پشت صحنه اشاره کرد و گفت:
این پرونده‌سازی‌ها، یک تمامیت و یک کل بهم پیوسته و هدایت شده از سوی بیت‌العنکبوت ولی‌فقیه ارتجاع و رئیس جمهوران ولایت بود که بی‌دریغ پول نفت را که قرار بود به سفره‌های ملت ایران باز گردانند، همراه با خود نفت به آن سوی جهان سرازیر کردند تا شاید با آن مجاهدین و مقاومت ایران را بسوزانند و خاکستر کنند. در زمان خاتمی می‌گفتند بمباران و موشک‌باران و کوبیدن مجاهدین "ثواب" دارد و "اصلاحات" را تقویت می‌کند. در دو سال اخیر، با "خودکار سبز" خامنه‌ای که از آستین آخوند مصلحی بیرون می‌آید، می‌نویسند که بسته شدن پرونده‌های مجاهدین و خارج شدن آنها از لیست تروریستی آمریکا، جنبش سبز را تضعیف می‌کند!
و ما هنوز هم نفهمیدیم که یک "گروهک" ناچیز تروریستی، سکتاریستی، بعثی، صهیونیستی، امپریالیستی و سوسیال امپریالیستی که به‌گفته "عظما" و مقلدان و امداد رسانان غیبی او، هیچ پایه اجتماعی در داخل ایران هم ندارد، چرا باید این‌قدر مشغله ذهنی و عینی او و همریشان و هم ریشه‌های او، باشد!
چرا باید این‌قدر اسباب ترس و وحشت باشد؟
چرا باید میلیاردها دلار علیه آن خرج کرد؟ و آن را معیار و ملاک سنجش دوست از دشمن در ایران و عراق و منطقه و در سطح جهان قرار داد.
مسعود رجوی با یادآوری تغییر دوران و علت ناتوانی رژیم و حامیانش در مقابله با مجاهدین افزود:
تفاوت این ایام با دهه ۶۰در این است که آخوندها و پاسدارانشان در آن زمان، مواضع قرون‌وسطایی و فوق ارتجاعی خود را در قبال مجاهدین در قالب « ضداستکباری» بیان می‌کردند، اما از وقتی «جنگ قدس از طریق کربلا» به گِل نشست و پاسدار-دژخیمان، به کار "فرهنگی" و "سردبیری" روی آوردند و همگی "دکتر" شدند (از نوع کردان) دیگر به‌جای حوزه و روضه و مقنعه، به "ان.جی. او" و "بنیاد فرهنگی" و فعالان بی‌حجاب " حقوق بشر" روی آورده‌اند!
بیچارگان ۳۰سال است خواب متلاشی کردن و انحلال و نابودی مجاهدین را می‌بینند. مجاهدین اما، هر چه بیشتر در طریق صدق و فدا گام بر میدارند، با تمام توش و توان و روح و روان، با پوست و گوشت و استخوان «بیا، بیا» می‌گویند و به مقابله و «جنگ صد برابر» برمی خیزند. قیمت آزادی خلق‌مان را هر چه باشد، باید بدهیم، داده‌ایم و خواهیم داد.
مسعود رجوی سپس ضمن بیان اهمیت و جایگاه پیروزی اخیر به مهم‌ترین مواد مطرح شده توسط قضات تحقیق اشاره کرد و گفت:
مهمتر از هر چیز، قضات تحقیق به‌روشنی اعلام کرده‌اند:
-ارتش آزادیبخش ملی ایران و عملیات آن مشمول تروریسم نمی‌شود چرا که عملیات جنگی با استفاده از یک ارتش واقعی، به‌نام ارتش آزادیبخش صورت گرفته است.
-تجهیزات و تسلیحات نظامی، بعضاً سنگین، که در اشرف وجود داشت، برای این تهیه نشده بودند که هیچگاه مورد استفاده قرار نگیرند.
-تأسیس یک ارتش بی‌تردید یک عمل آماده‌سازی برای تهاجمات نظامی می‌باشد. اما این امر اجازه نمی‌دهد تهاجمات نظامی با اعمال تروریستی یکی محسوب شود.
-در حقوق فرانسه یک تهاجم نظامی که منجر به نبرد مسلحانه میان نظامیان شود، نمی‌تواند عنوان تروریسم داشته باشد.

مسعود رجوی - رهبر مقاومت ایران - قسمت بیست و هشتم


مسعود رجوی و فروغ اشرف در ۱۹فروردین ۹۰ 
مزدوران عراقی خامنه‌ای سحرگاه ۱۹فرودرین ۹۰ به قصد اشغال اشرف و قتل‌عام مجاهدین، با تهاجم وحشیانه و شلیک به سمت مجاهدین، از شمال قرارگاه اشرف وارد شدند. در این نبرد ناعادلانه که یک طرف به انواع سلاحهای مرگبار مجهز بودند و طرف دوم [مجاهدین] با دست خالی در برابرشان مقاوم کردند، بیش از ۵۰مجاهد به‌شهادت رسید و صدها تن مجروح شدند.



مسعود رجوی ـ فروغ اشرف

مسعود رجوی یک هفته بعد در تاریخ ۲۷فروردین، به‌مناسبت بازگشت شهیدان «فروغ اشرف» خطاب به رزم‌آوران آزادی گفت:
سلام بر شما که به عهد و سوگند خود در جنگ صد برابر به شگفت‌ترین و خیره کننده‌ترین صورت، وفا کردید. با دست خالی به یکانهای زرهی دشمن «بیا، بیا» گفتید و در کارزار کبیری که از دو هفته پیش در نیمه‌شب ۱۴فروردین با ورود یکانهای زرهی به اشرف آغاز شد، درسهای جدیدی به بشریت معاصر عرضه کردید.
درسهایی که در تاریخ تمام جنگهای ملی و میهنی و انقلابی بی‌نظیر است.
درسهایی که ایران و ایرانی، هر چند سوخته جان و جگر سوخته، از آن به خود می‌بالند.
درسهایی که مردم ایران و مردم عراق و وجدان بشریت را تکان داد و بیدار کرد.
آری می‌توان با دست خالی هم در برابر زرهی و تیربارها و چرخ های هامویها صف بست، تهاجم و پیشروی دشمن زبون را متوقف کرد و طرح و برنامه لئیمانه آن را بر سر خودش هم شکست.
این است فِدیه عظیم ما در راه آزادی ایران. هدیه عظیم به مردم عراق و همه خلقهایی که از سوریه تا لیبی زیر سُمّ ستوران سرکوب و دیکتاتوری لگدمال می‌شوند.
مسعود رجوی ضمن تشریح علت حمله وحشیانه به اشرف گفت:
خمینی رژیمش را پس از« زهر» آتش‌بس با قتل‌عام زندانیان ما حفظ کرد. خامنه‌ای و مالکی هم می‌خواستند «زهر» قیامها و امواج انقلاب دموکراتیک علیه دیکتاتوری در عراق و ایران را با انهدام مجاهدین خنثی کنند.
اما مجاهدان اشرف با سوگند سرنگونی در جنگ صد برابر، با عزم حداکثر و با ریسمان پولادین انقلاب مریم رهایی، همین را به شکست کشاندند.
مسعود رجوی در بخش دیگری از پیامش نتیجه حمله زبونانه دشمن را به زیان مالکی و خامنه‌ای ارزیابی کرد و افزود:
«خوشا که پیشاپیش، همگی سوگند صدق و سرنگونی ادا کردید و به گزینه‌های ننگ و تسلیم تف کردید. باشد که فرصت شود و روزی گزارش مشروح آن را به اطلاع مردم ایران برسانم...
مبادا در فقدان شهیدان دچار غم و غصه و اندوه شوید.
مبادا از بابت زمینهای شمال قرارگاه یا اموال و اجناس و خودروهای بسرقت رفته حیف و افسوس بگویید.
در جنگ و مقاومت انقلابی، اصل موضوع، نه سلاح و زمین، بلکه عنصر انسانی و پیشرفت مبارزه برای آزادی است.
اینجاست که می‌گوییم: حتی اگر رژیم و دست نشاندگانش می‌توانستند و یا بتوانند اشرف را شبه اوین کنند، باز هم« فتح مبین، فقط همین»!

مسعود رجوی - رهبر مقاومت ایران - قسمت بیست و هفتم


پیام مسعود رجوی به‌مناسبت شهادت جعفر کاظمی و محمدعلی حاج آقایی 
مسعود رجوی در پیامی به تاریخ ۵بهمن ۱۳۸۹ در مورد شهادت جعفر کاظمی و محمدعلی حاج‌آقایی در زندانهای حاکمیت آخوندی چنین نوشت:
«اَلسَّلامُ عَلَیک وَعَلَی الاْاَرْواحِ الَّتی حَلَّتْ بِفِنائِک
سلام بر حسین و بر روانهای مجاهدانی که در اربعین حسینی، بر آستان او سر سائیدند
پرچمداران ِ اشرف‌نشان ِ قیام، قهرمانان ِ مجاهد خلق، جعفر کاظمی و محمدعلی حاج آقایی،
پیشتازان و پیام آوران ِ «جنگ صد برابر با عزم حداکثر» که یک‌سال در زیر حکم اعدام، هر روز و هر شب و هر ساعت و هر دقیقه، در آماده‌باش کامل، با مرگ پنجه در افکندند و سرانجام آن را با همان رژیم مرگ گُستر و مرگ بِستر، با خون سرخ و جوشان درهم پیچیدند و مغلوب کردند.
فاتحان ۱۱سال و ۷سال زندان و شکنجه، ستارگان درخشان قیام خلق....
این است خانواده مجاهدین...».


پیام مسعود رجوی در شهادت جعفر کاظمی و محمدعلی حاج آقایی

مسعود رجوی ـ‌ خروش بهمن 
مسعود رجوی به تاریخ ۹بهمن ۸۹ در پیامی با عنوان «خروش بهمن» به اعتراض و قیام علیه دیکتاتوری فراخوان داد. در این فراخوان آمده بود:
«... ما برآنیم که فلک ارتجاعی حاکم بر میهن اسیر را سقف بشکافیم و طرحی نو در اندازیم. «می کشیم از دهن گرگ برون - انقلابی که به سرقت بردند».
مسعود رجوی در این پیام برخلاف جنبش بی‌هزینگی و آنان که مانع از خروش و خیزش جوانان در خیابانها می‌شوند افزود:
اما خدا روزگار هیچ خلقی را تا آن زمان که خود بر نخیزد و قیمت ندهد، تغییر نمی‌دهد. آزادی را رایگان به کسی نمی‌دهند. حق ملت ایران فقط گرفتنی است، کسی آن را در یک سپیده دم رویایی به ما هدیه نخواهد کرد.
در مسیر همین آزادیخواهی و حق‌طلبی است، در «محاربه» با همین نظم و نظام پلیدی و یزیدیست، در جنگ با دیکتاتوری منفور مذهبی و «دعی بن الدعی» خامنه‌ایست که رشته‌های همبستگی و وحدت سرشته می‌شود، پیوند می‌خورد و هر چه مستحکم‌تر می‌شود.
مسعود رجوی در قسمتی دیگر از این فراخوان فرزندان رشید و اشرف‌نشان میهن اشغال شده و هموطنان را به قیام فراخواند و نوشت:‌
«جنگ صد برابر با «بیا، بیا» و عزم حداکثر، کلید پیروزی است.
مرعوب تنوره کشیدن دیو ولایت نشوید. آتش قیام، دیگر بار، می‌تواند و باید، از زیر خاکستر خیانت، شعله بکشد. بهای آن را هر چه که باشد، باید بپردازیم».